...به سقف!

من اگه الان به نود درصدتون بگم "کرنل سیستم عاملت به وب کم اینتراپت نمیده واسه همین ثبات هاش مقدار اکومولیتور رو نمیفرستن بهش، در نتیجه وب کمت خراب نیست و مشکل از کرنله" یا فکر می کنید من خیلی خفنم، یا فکر می کنید مشکلتون خیلی خفنه، یا حس می کنید چقدر کامپیوتر دنیای پیچیده ای داره و خفنه. در هر سه حالت هم چون من انقدر wise و cool و دانا و مخوف بوده م بهم ایمان میارید.

در حالی که جمله بالا اصلا معنی نداره و کرنل به وب کم اینتراپت یا هرچی نمیده و ثبات و اکومولیتور هم مال مبحث ریزپردازنده س که من چپوندم اون تو. من یه دانشجوی متوسطم که معدلش 16 هه و تو هیچ درسی تاپ نیست و مهارت های فنیش در حد شماست؛ ته تهش بتونه تست کنه برنامه وب کم اجرا میشه یا نه.

ولی شما که نمی دونید. شما انقدر میدونید که من دانشجوی نرم افزار یه دانشگاه خوبم و کلی با کامپیوتر سر و کله میزنم پس حتما یه چیزی بارم هست.

یا مثلا درس آمارمهندسی رو با 10 پاس کردم ولی الان برگردم بهتون بگم احتمال دوشرطی پواسنش رو بذار تو قضیه بیز جواب به دست میاد، احتمالا باور می کنید و میرید بخونید پواسن چیه و بیز چیه. یا حتی نمیرید بخونید، فقط باور می کنید.


بحث اعتماد به نفسه. منی که هیچی از سیستم عاملتون ممکنه ندونم، میتونم با چنان اعتماد به نفسی این جملات رو بگم که باورتون بشه. از اون بدتر، من میتونم یه تعمیرکار باشم و درسامو نخونده باشم، هیچی بارم نباشه و اینا رو بگم، بزنم سیستمتون رو شتک کنم. من میتونم یه پزشک باشم و درسامو به زور پاس کرده باشم، هیچی بارم نباشه و تز بدم. من میتونم یه معمار باشم، هیچی بارم نباشه و نقشه بکشم. مادامی که رو نکنم که بله من هیچی بارم نیست، کسی هم نمیفهمه که نه، هیچی بارم نیست! مگر اینکه کسی چیزیش بشه یا خونه ای بریزه یا سیستمی شتک شه.

نتیجه اخلاقی اینکه هر کسی اون چیزی نیست که تو دانشگاه خونده. چون یکی تو دانشگاه معماری یا پزشکی یا مهندسی کامپیوتر یا ادبیات فارسی یا....میخونه/خونده، معمار و پزشک و مهندس و ادیب نمیشه.

هرچی رو نسپرین دست هر کی. و هر کی هر چی گفت باورتون نشه.


+پزشک محترم بدون آزمایش کافی احتمال وجود بیماری ای که بابتش مراجعه کرده بودم رد کردن. الان مشخص شده اشتباه فرموده بودن و علایم هستن، تشدید شده ن و آزمایش کافی نبوده است.

۱۲ لایک
عه ما ثبات رو جلسه اول خوندیم :/ انشالا به بقیش هم میرسیم !

پزشکی که ۸ سال درس خونده و وسطش ول نکرده مسلمن به زور پاس نکرده :/

شاید بعضیا اینجا تو فامیلشون پظشک داشته باشن و بشون بر بخوره 😔 :دی

جلسه اول ریزپردازنده؟

باید تو زبان ماشین و اسمبلی میخوندینا:))

شما برو وبلاگ آقای دنتیست ببین که دانشجو داره که به زور پاس کنه:| 
Dstooth.blog.ir

http://dstooth.blog.ir/1395/04/26/%D8%A8%DA%86%D9%87-%DB%8C-%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C


خواننده پزشک هم داریم! همین دکتر الانورزاده! دکتر رضایی! میرزاده خاتون!:دی
چه همه هم خانومن:دی

۲۷ مهر ۰۹:۱۱ سُر. واو. شین
برای منم خیلی عجیبه. خیلی از پزشکا خیلی بیخیال و راحت از کنار جواب آزمایش یا کامپلینت بیمار رد میشن. خودم چند بار اتفاق افتاده برام. درک نمیکنم چرا.
نمیشه هم گفت که یارو بی مسولیته مثلا. بالاخره پزشکه و شغلش مهمه براش. خیلی عجیبه.

خودش آزمایش داده اصن، و خب بیشتر فاکتوراش نرمال بوده... ولی مساله اینه که این بیماری با یه آزمایش تنها تشخیص داده نمیشه:|

فقط یه عالمه ویتامین خارجی داد بخورم:|

۲۷ مهر ۰۹:۱۵ هانی هستم
کلن مدرک گرفتن به معنی مَستر شدن توی یک فیلد نیست. حداقل توی ایران اینطوره و اکتفا کردن به درسای دانشگاه هیچ وقت از ما یه اکسپرت نمی‌سازه.
(کاربرد واژه‌های خارجکی عمدی‌ و نشونه‌ی خفن بودن است!)

او مای گاد:))

۲۷ مهر ۰۹:۲۲ اسپریچو ツ
با کلمه شتک خیلی حال کردم:دی

قربانت:))

۲۷ مهر ۱۰:۱۷ مترسک ‌‌
بحثا زیادی تخصصی شد، سکوت کنم سنگین‌ترم D:

نه آقا اصل متن فارسی و غیرتخصصی بود!

۲۷ مهر ۱۰:۲۹ | Avonlea |
یعنی مشکوک به لوپوسی؟

از کجاش استنباط کردی اینو؟:-؟

آره!

۲۷ مهر ۱۱:۳۷ مونا حاجی مومنی
حرف حق به این میگن! :)

من بی نظیرم! :دی

۲۷ مهر ۱۱:۳۹ مونا حاجی مومنی
البته یک مشکل دوگان این هم داریم که طرف بلده ولی اعتماد به نفسش اینقدر کمه که نمیتونه از بلدی جاتش استفاده کنه برای کمک به دیگران، یا درآمدن جلوی راه حلهای غلطی که با اعتماد به نفس بالا داده شدن.

دوگان:))

۲۷ مهر ۱۱:۵۳ فرزانه شین
خیلی موافقم با اینکه هر کی میره هر رشته ای رو میخونه لزوما متخصص اون کار نمیشه..خصوصا تو ایران که هنووووز واحدای تئوری سهم خیلی بیشتری نسبت به واحدای عملی دارن

حتی واحدای عملی هم به درد نمیخورن:-/

۲۷ مهر ۱۲:۳۱ سپیده برون
دو خط آخر کامنت سینا نشون میده ما چقدر بدبختیم! یعنی اسم پزشک بی سواد یا کم سواد یا مغرور توی مثال یا اصلا استفاده از پزشک در هر ترکیبی (مثل پزشک و مهندس و معلم) حساسیت برانگیزه و ممکنه به کسی بربخوره! ولو به فک و فامیلشون :))

والا خواننده های پزشک این وبللگ هنوز واکنش اعتراض آمیزی نشون نداده ن!

۲۷ مهر ۱۳:۳۸ یک آشنا
میدونی ، این پست خیلی معنی عمیقی داره که مدت هاست راجبش فکر میکنم ، واقعا موافقم باش
صرف پاس کردن یه سری درس و یه دانشگاه خوب ، فرد خبره و کار بلد نمیشه.
از وقتی که پزشکی تو جامعه ما ، تجارت شده و جون آدما بازیچه ای برای پول در آوردن دیگه به انسایت اونها شک کردم
میدونی بدترین قسمتش تشخیص خوب از بد هست ، چطور یک فرد که هیجی از اون رشته نمی دونه میتونه اعتماد کنه که از شانس ممکنه طرف بی سواد و کلاش باشه یا برعکسش

دقیقا آدم نمیددنه از کجا بفهمه:|

این پزشکی که حرفش شد از بچگی من پیشش پرونده دارم، آدم قدیمی و شناخته شده ای بود تو خانواده!

۲۷ مهر ۱۳:۵۸ خمار مستی
کلا موافقم!
یه مدت تو اداره بوق کار میکردم و یه کارمند بخش فناوری بود که عملا هیچی نمیدونست و دقیقا با همین شگرد رگ خواب مدیر رو تو دست گرفته بود
ما که هروقت مراجعه کردیم بش کارو خراب تر کرد و خودم مجبور به درست کردنش شدم!!!
این مسئله تو پزشکا خیلی حاد میشه

آدم دلش میخواد طرف رو بپاچه به دیوار:))

مثه داداش من شیش ماه آزگار هی هر هفته یه دکتری کشوندش مطب و آندوسکوپی و قرص و اینا که زخم معده داره!! بعد دیدیم هیچ روند مثبتی درش به وجود نمیاد فقط پول دوا و آزمایش و ویزیت داریم میدیدم، دکتر رو عوض کردیم و بعد معلوم شد فقط یه التهاب معده داره و بعدتر معلوم شد مزاج داداشم کلا سرده و باید به گرمی جات ببندیمش و الان دو ماهه داداشم حالش کم کم رو به بهبودی گرویده!!

یا گوشی خودم sms واسش نمیومد هر جا بردم گفتن باید فلش بشه درحالیکه بالاخره یه جا پیدا شد که گفت نه خانم تنظیماتش بهم ریخته و خیلی راحت با چند تا کلیک مشکل حل شد :|

خلاصه که اینروزا همه یه مشت طبل توخالی بیش نیستن :|

باز خوبه آخرش فهمیدین چی بوده جریان:)

۲۷ مهر ۱۵:۰۴ آقاگل ‌‌‌‌
شتک :)))))))))
.
برا همینه که میگم قبل اینکه برید پیش تعمیرکار لبتاب یا برید دکتر خودتون در مورد بیماری تون یا مشکل لبتابتون یک کم مطالعه کنید. و در ضمن به یک دکتر یا تعمیرکار اکتفا نکنید و پیش چندنفر برید که مطمئن بشید -_-
در مورد دکترها ضمن احترام به دکترین و دانشجوهاشون. منتظر سونامی دکترها باید باشیم! چندسال دیگه یک مشت دکتر بی دانش مثل مور و ملخ میریزن تو مملکت! آمار کنکور ریاضی به تجربی یک به پنج بود امسال!

همین یدونه دکتر سیصد تومان خرج برداشت:|

بعد هم آمار تجریبیا همیشه بالاتره ولی همه شون که قبول نمیشن!

۲۷ مهر ۱۶:۰۲ میرزاده خاتون
برای منم مشابهش پیش اومده. آزمایش تیروئید دادم که یکی از هورمونها یه کمی بالا بود و دوتای دیگه نرمال بودن. پزشک اولی گفت مشکلی نیست. ولی یه پزشک دیگه برام آزمایش مکمل رو هم درخواست داد که اندازه گیری آنتی بادی تیروئید بود. معلوم شد کم کاری خودایمنی دارم. اگه تشخیص نمی داد خیلی برای جوجه م مشکل ساز می شد . حالا نمی دونم چقدر از اینایی که نوشتم رو فهمیدی ولی منظورم اینه که باید خوشحال باشیم در کنار اون آدمای بی سواد، آدمای باسواد و متعهدی هم وجود دارن که به دادمون برسن.

یه مقادیریش رو متوجه شدم:دی

من تو پیدا کردن با سوادا مشکل دارم:))

۲۷ مهر ۱۶:۲۲ ساده خان
دوتا سوال پیش اومد , ۱.خوبی؟۲.بیماریه جدییه؟
سوال دو یه جوریه ولی کلمات بهتری با ارایش مناسبی یافت نشد

1-خوبم 2- والا بستگی داره اگه داشته باشم تو چه سطحیه. علایمش اذیت کننده س.

:دی

هدیه جون هایپوتیروئیدی تحت بالینی رو که تو حاملگی کلا درمان میکنن اصلا نیاز به مثبت شدن إنتی تی پی او هم نداره!! چرا درمان نکرده؟ :|

سارا انا مثبت بود؟ anti ds DNA نگرف ؟

من میفمم چی میگی؟:-/ حس میکنم نیفمم:-/

میگن نخبه ها معدلشون بالا نیست !

کیا میگن؟:))

۲۷ مهر ۱۹:۵۴ پـامـ ـوک
من چی بگم. نمونه چیزی رو که میگی تو هر شغلی دیدم. من به تحصیلات تجربی بیشتر معتقدم تا آکادمیک.

پزشکا تحصیل تجربی ندارن خب:| و معمار ها:|

۲۷ مهر ۲۰:۳۸ پریسا ..
ولی من به یک چیزی ایمان دارم، اون هم این که اگه طرف خیلی وارد و خفن باشه،باید بتونه به ساده ترین شکل ممکن توضیح بده نه با یک سری کلمه قلنبه سلمبه :-|

برا همین اگه یه نفر با یک سری کلمه داغون رفت بالا منبر، توی دلم میگم حتما خودش هم نفهمیده :-))))


و اکثر موارد درست است :-)

و اما پزشکی علم پیچیده ای است، مهمترین بخش آن به نظرم تشخیص است که من خیلی کم پزشک حاذق دیدم در این زمینه

یعنی اکثرا اینترنت بیشتر بهم کمک کرده در تشخیص تا پزشک مربوطه

البته استثنا هم داریم و من ارادت ویژه ای به همان چند استثنا عزیز دارم که با تشخیص های عالی شون خیلی موقع ها بهم کمک کردن :-)

همینکه مشکوک به لوپوس باشن رو هم اتفاقا مامانم از اینترنت دراورد، خودشون میگفتن مهم نیست آفتاب سوخته شدی:))

۲۷ مهر ۲۰:۴۷ | Avonlea |
تو کامنتای اون پستی که بهش ارجاع دادی گفته بودی قبلا...
خواهر منم لوپوس داره! عید امسال متوجه شدن. شانسش بود ‌که یهویی ضایع ترین علامتش (قرمزی پوست گونه ها) ظاهر شد.

عه؟!

من اون علامتو رو دستام دارم:دی
رو لپ راستم قبلا در میومد، دیگه در نمیاد!
چند بار آزمایش داد؟

۲۷ مهر ۲۳:۲۴ مینروا پارادیزو
شاید باورت نشه دوری، ولی حتی با یه لپ‌تاپ دیه هم میام باز بیان اصرار داره که من مینروا باشم، نه فراری. :| داداش خب شاید من بخوام وبلاگ اصلیم که تو بلاگ‌اسکایه رو ثبت کنم. :| گیری کردیم به مولا. :|

بگذریم. من هردفعه میام یه چی بگم انقد حرص می‌خورم که اصن یادم می‌ره چی می‌خواستم بگم. :))

هممم.. میخواستم بگم موافقم راستی. یا همچین چیزایی.. و خب آره داستان اعتماد به نفسه ولی موضوع برعکسشم هست. مثلاً من میدونم فلان چیز یا مسئله چطوری حل می‌شه، ولی وقتی مردد می‌گم: «مطمئن نیستما.. ولی فکر کنم اینطوری..» طرف درجا به شک میفته. یا کسی که دارم باهاش بحث می‌کنم قدرت می‌گیره. در حالی که من فقط دارم تأکید می‌کنم که داداش من علامه‌ی دهر نیستم و منم ممکنه اشتباه کنم، ولی به نظرم میاد که فلان.

باو خب وقتی با هر دیوایسی میای تو اینترنت(!) اول برو به این آدرس:
blog.ir
بعد خروج از حساب کاربری رو بزن.:|
اگه بازم گفت مینروا پارادیزو هستی بیا هرچی خواستی به من بگو:))

۲۸ مهر ۰۰:۰۵ پـامـ ـوک
منظورم آدمایی بود که کاملا بر اساس تجربه کار می کنن. مثلا شکسته بندا که ارتوپدی می کنن واسه خودشون!
معمار تجربی هم دیدم. آقایی رو میشناسم که اصلا دانشگاه نرفته ولی معمار واقعا ماهریه.
مرمتگر تجربی هم دیدم.
مامانم واسه معده درد وحشتناک رفته بود پیش متخصص معده با هزاران کیسه دارو، آزمایش، آندوسکوپی خوب نشد که بدتر هم شد تا اینکه یه خانوم پیر مهربونی چند تا داروی گیاهی بهش داد و توصیه کرد قبل از غذا یه نوک انگشت نمک بخوره معدش گرم بشه. خوب شد خدا رو شکر.

آهان!:دی
اینکه معده هم مثل موتور ماشین باید گرم شه رو نشنیده بودم هرگز:|

چرا از این آدم کار بلد ها-حالا تجربی، تحصیل کرده، هرچی- به تور من نمیخوره:((

۲۸ مهر ۰۰:۴۸ alistersi .
چقدر شاخ :دی یعنی اسم وبلاگ ... ؟! عخی! چه جالب! :)

این "ترومبوسیتوپنی" خطرناک نیست خدا رو شکر! ولی اگه یه وقتی خواستید درمان کنید بگید پلاکت بسته بندی کنم با پیشتاز بفرستم واستون :دی

+ یه کم جدی باشم :| "حالتون که خوبه؟ مشکل خاصی که نیست ؟ :) "

خیلی هم شاخ:))
:)))) عاملِ کمبود پلاکت رو میخوایم پیدا کنیم فعلا:دی
+خوبم بله!

در جواب جوابت به ویولا
من میگم😂 بحثیه؟😛

:|

بابای من به کلی به آزمایش اعتقاد نداره. یعنی مثلا آزمایش بگه یارو بیماره ممکنه بگه نه نیست و برعکس، آزمایش ممکنه بگه یارو بیمار نیست و بابام ببرتش زیر تیغ جراحی. :/

اصن اعتقاد داره که "این آزمایشا پزشکا رو تنبل و وابسته کردن و ما که دانشجو بودیم و خیلی از انواع این آزمایشا نبودن خطاهای پزشکی هم کمتر بود حتی." :/

بعد اونوقت بیمار های پدر نظرشون چیه؟:دی

یه نفر که خودش نخبه بود :))

:))))))))))
سلام نخبه!

۲۹ مهر ۰۹:۰۳ The Mentalist
عه ؛
خوب کی اسم وبلاگ از پلاکت به لوپوس ؟ :)))

نه دیگه آدم همه چیو که پیش ملت جار نمیزنه که:)))))))

سلام جولیک عزیز، من جزو خاموشاییم که بی صدا میام و میرم، ده ساله بیماری خود ایمنی دارم، به اسم وگنر که سیستم تنفسی رو درکیر میکنه که قابل کنترله ولی شدت و ضعف داره

سلام بر تو خاموش عزیز!:دی
خوش اومدی، بازم ببینیمت!:دی

بیماریه لوبوس هم یه بیماری خودایمنی که میتونه پوست رو درگیر کنه، برای منم اول تشخیص همین لوپوس بود، اما فاکتور ESRتو بیماریه خود ایمنی مهمه که من برای شمارو دیدم و نرمال بود

آره، دقیقا چون پوستم رو درگیر کرده بود احتمالش رو دادن:دی

کلا بیماری های خود ایمنی یا ارتریت روماتویید رو با این فاکتور و CRP تشخیص میدن، که خدارو شکر برای تو نرماله، اما اگه برای محکم کاری میخوای پیش دکتر محمود اکبریان برو، مطبش توی عباس اباده و روزای یکشنبه فکر میکنم از هشت تا یک مریض بدون نوبت ویزیت میکنه

مرسی!:)
والا اینطور که به من گفتن، تشخیصش فقط با یه آزمایش ممکن نیست:-/ نمیدونم حالا!

از صمیم قلب دعا میکنم که لوپوس نباشه و تا اخر عمر درگیر ازمایشگاه و دکتر ها نشی، جز البته برای نی نی:)
موفق باشی

مچکر:دی

۳۰ مهر ۱۰:۴۵ شب زده
حرف از اعتماد به نفس شد یه چیز بی ربط میگم فضا عوض شه
سره تمرین بازی گری برای گروه
کارگردان از شخصی پرسید به تخیلت چ نمره ای میدی ؟ گفت 19
به تجسم؟ گفت 20
به احساساتت؟ گفت 18
بعد گفت حالا به اعتماد به نفست چند میدی؟
گفت : 2 :||||||||||||||||||
تناقض بیداد میکنه
خدایا قورتمان بده

باید دید دو رو از چند داده:))
شایدم منتظر بوده شما بپرسید چرا دو، بعد یه جواب فلسفی بده، ولی شما نپرسیدید:دی

سلام علیکم عمه جان (البته نمیدونم هنوزم عمه جانی یا نه :-؟ حتی اگرم باشی، من دیگه برادرزاده ت نیستم خخخ ولی خب به احترام اون روزگاری که عمه جان بودی).. خوبی الان؟! بیماریت جدی بود؟
دیشب داشتم همینجوری تو وبلاگای بکس جادوگران می گشتم پیدا کردم اینجا رو :) نمیدونستم وبلاگ جدید ساختی!

آقا من این پستت رو برا یکی از دوستام که ارشد معماری کامپیوتره خوندم، اولش که کلی اخماش تو هم بود که این چرت و پرتا چیه و چه ربطی به هم دارن، بعدش کلی خندید، بعد رفت تو فکر گفت واقعا! خلاصه که همه موافقن با این حرفا و تا وقتی که به مدرک اهمیت داده میشه فقط، متخصص تربیت نخواهد شد تو هیچ رشته ای.. مگه اینکه خود اون آدم جنسش خوب باشه، اهل تحقیق مطالعه باشه، چارتا چیز "خودش" یاد بگیره.. وگرنه دانشگاه که هیچ!!

نود هزارسال طول کشید بفهمم کی هستی!:| :))

نه الان وندلین شگفت انگیزم:)

کل ایران داره با همین آدمها اداره میشه

کل کلش هم نه ولی بخش عظیمی ش بله!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک