اگر قاتل بودم (3)

DeathNote


اگر قاتل بودم قطع یقین باعث و بانی گران شدن کتاب را می کشتم.


+جزء از کل قیمت کردم چهل هزار تومان. :|

+بنده در کتابخونه م هری پاتر دارم سه هزار و هشتصد خریدمش!:|

۹ لایک
سلام

و علیک:دی

۲۲ مهر ۰۹:۵۳ | Avonlea |
حتا به روایت دیجی کالا ۴۶ هزارتومان

با اون چهار هزار تومن عکس برگردون هم به آدم نمیدنا:|

۲۲ مهر ۱۰:۰۸ پـامـ ـوک
اگه قاتل بودی منم شریک جرمت میشدم

بیاین دستجمعی بریزیم سرشون اصن:))

۲۲ مهر ۱۰:۲۶ آقاگل ‌‌‌‌
یاد اونی افتادم که میگفت قدیما همه چی ارزون بود. با دویست تومن میرفتی مغازه کلی خرید میکردی. الان دیگه نمیشه. همه جا دوربین گذاشتن!

:)))))))

۲۲ مهر ۱۰:۳۶ ... آبو ...
باعث و بانی گرون شدن کتاب که یه آدم خاص نیست که بشه کشتش... یه سری آدم دم کلفت گردن کلفت هستند به اسم دولت.

کشتارجمعی باید بشه یعنی؟:|

61200=3600×17 قیمت این کتاب در بلاد کفر :) باشد که به جمهوری اسلامی ایمان بیاوریم :دی

17 دلاره یعنی؟

۲۲ مهر ۱۰:۵۲ خانوم لبخند :)
اگه روزی قصد بالفعل کردن این استعداد رو کردی به منم خبر بده شدیدا پایه م!

قاتل بودن استعداده؟:دی

۲۲ مهر ۱۱:۰۹ gandom baanoo
من حتی کتاب شاهزاده و گدا رو دارم 150 تومن قیمت روشه !!!!

هری پاتر رو مثال زدم چون مال سه چهار سال پییشه وگرنه تو کتابخونه مادرجان بهارم آناکارنینا به عظمت و با جلد سخت پیدا میشه پانصد تومان:))

از مزایای داشتن پدرِ "در جوانی‌ها اهل مطالعه" اینه که یه عالمه کتابِ خفنِ چند ریالی و چند تومنی بهت میرسه. :)

بر طبق آمارگیری های محلیم، دیده شده که کتابای موراکامی به پنجاه شصت تومن هم میرسه بعضاً. :|

پدرِ ما دوران جوانی فقط هی کتاب های تخصصی خودشو خریده:))

موراکامی 1q94 ش رو من میخواستم بخرم انقد گرون بود ول کردم:)) اولین باری بود که از دیدن قیمت کتاب شوک زده می شدم:))

(-: منم کمکت میدادم واسه کشتنش حتما

اون چاقو رو رد کن بیاد!

-با پنبه عرق قاتل را خشک می کند و چاقو را دست به دست می کند. صدای بیپ بیپ به گوش می رسد.-

۲۲ مهر ۱۲:۱۷ آقای ژاندارم
منم ازت حمایت میکردم :)

هایل جولیک:))

۲۲ مهر ۱۲:۱۹ میرزاده خاتون
ما کتابهای دوره تخصص مون بالای سیصد تومن بود. جز از کل واقعن در مقابلش ارزون به حساب می یاد:b
+ولی خیلی کتاب جذابیه. حیفه تو کتابخونه ت نداشته باشی :)

کتاب های تخصصی گرونن خب - البته ما ته تهش 70 تومنیشو دیدیم، 300 تومن مال چند صفحه س؟! :| - ولی کتاب داستان و اینا رو آدم حیفش میاد خب!

تازه اونقدر جنس کاغذش کاهیه که اصلا معلوم نیست چهارصد صفحه س، وزنی نداره بالکل:|

۲۲ مهر ۱۲:۲۳ ** سیلاک **
من جرات آدم کشی ندارم ولی قلبن از کشته شدن یه همچون آدمی خوشحال میشدم ..

:)

:)))))))

۲۲ مهر ۱۲:۲۹ سُر. واو. شین
من هری پاتر 2000 تومنی هم دارم :))

خیلی کتاب گرون شده آقا. اجباراً با خانواده یه قراردادی امضا کردم که هر کتابی هرموقعی خواستم بخرم و اصلاً حق ندارن جزء مخارجم حسابش کنن :/

من با خانواده هیچ قراردادی ندارم متاسفانه و کار هم نمی کنم:|

۲۲ مهر ۱۳:۲۳ Miss Avilet
یه دوره‌ای غرور و تعصبو خرید ۱۲ تومن یادمه چقد خجالت‌زده بودم در همون عوالم خودم که چقد گرون بود و فلان:/ البته بیشتر واسه صحافی و جلد و ایناش بود بنظرم قیمتش، چون طرح خاصی داشت و خیلیم سنگین و مقاوم بود جلده.
ولی خب الان دیگه ۱۲ تومن یه رنج نرمالی محسوب میشه.
نمیذاره آدم کتابم بخره بخدا:))

کی خریدی دوازده تومن؟!:))

دف نوت بلدی مگه ؟! :)

daf نوت نه ولی دث نوت آره:|

مترجم مانگاش بودم مدتی:|

فدات شم، جاناتان استرنج و آقاى نورل قیمت نکردى؟ :))))
هفتاد هزار تومان، یک سال پیش. :))

کی هستن این دو؟:|

۲۲ مهر ۱۴:۴۰ قاسم صفایی نژاد
یک کتابخوان بخرید!
تا حدی این مشکل حل میشه. اولش باید یه کم پول داد اما بعدش به نفعه از همه نظر. من 750 تومان خریدمش اما تا الان بیش از 100 کتاب باهاش خوندم. اینم معرفی اش:
http://safaeinejad.ir/1393/11/27

من از اون خل و چلایی ام که عشق مرتب کردن کتاب تو کتابخونه شون رو دارن:-"

یعنی حتی اگه زمین در حال نابودی باشه ترجیح میدم برم رو ساخت کاغذی که نیاز به بریدن درختان نداره کار کنم تا اینکه برم کتابخون بخرم:|

(-: توخیلی خطری دختر هنوز که قاتل نشدیم اینطوری میگی

داشتم فضای اتاق عمل رو متصور می شدم البته:-"

اهوم :)

+البته قطعا یکسری روشنفکر پیدا میشن که بگن:
میدونی درآمد مردم اونجا چقدره ؟! 17 دلار واسشون هزار تومن هم نمیشه :/

یک مهندس کامپیوتر حدود 20 هزار دلار در سال درامد داره مثلا:|

۲۲ مهر ۱۷:۰۵ مترسک ‌‌
به عبارتی گرون‌ترین کالای فرهنگی :/

اگه کنسرت رو هم کالای فرهنگی در نظر بگیریم مقام اول رو کسب می کنه:دی

20000 چیه ؟!
طبق آمار،پر درآمد ترین شغل آمریکا برنامه نویسی ست که میانگین درآمدش 99000 دلار در سال و برای شرکت های بزرگی مثل فیسبوک از 100000 هزار تا 150000 عه :((((
به عبارتی مهندس معمولی فیسبوک ماهانه 40میل تومان درآمد داره ://مغزم سوت کشید یاد این موضوع افتادم ://


+عاخه زیر پست بقیه جای این حرفاست ؟!
شما به بزرگی خودتون ببخشید :/

من پارسال مهندسی نرم یک داشتم تو تکالیفم بود آمار بگیرم، بیست هزار دلار بودا:دی

https://www.glassdoor.com/Salary/Facebook-Salaries-E40772.htm

:)

من تسلیم:))

مترجم دف نوت ؟؟ (پوکر فیس به معنای واقعی کلمه )

یه دوستی داشتیم sage of six path رو میگفت سیج آو سیکس پف:)) الان شما هی میگی دف نوت من یاد اون میفتم:))

و البته th توی death ف تلفظ نمیشه بهرصورت:دی

+مترجم همه ش که نه! شاید سرجمع شیش چپتر و یک وان شات:-"
مانگای سختیه دث نوت، هر یک صفحه ش هفتاد و پنج درصدش متنه:|

"جاناتان استرنج و آقاى نورل" اسم کتابیه که من هنو موفق نشدم بخونم. :))

آهان:-"

خب خیلی کتابای دیگه هم هست که من موفق نشده م بخونم :-" مثلا جزء از کل، اتحادیه ابلهان، سسلاخ خانه شماره پنج، آی کیو هشتاد و چهار، کتابخانه نمی دونم چی چی(مال هاروکی موراکامی بود:)) ) پس از زلزله، تعدادی نمایشنامه از وودی آلن، تمام کتاب های جین استن و غیره:))

۲۲ مهر ۲۰:۲۵ علی موسوی
یه مقصرش اونیه که گفت قطع نامه ها کاغذ پارس و کمتر از یه سال بعدش کاغذ و جوهر و ملزومات چاپ کتاب حداقل 3 برابر شد ( عمدتا از چین وارد میشه و تولید داخل بسیار ناچیزه و سه برابر یا بیشتر ارزش پول ملی در برابر ارز چین و بقیه کشورا کم شده بود )
تو دو سال از 90 تا 92 قیمت کتاب حداقل 3 برابر شد و بعد هم اضافه تر .....
بلاد کفر اولا درآمد عمومی مردم بالاتره و بعد یه بخشی از اون پول حق التحریر نویسنده هست که تو ایران بدون حقوق کپی رایت ترجمه میشه ....

هری پاتر با کپی رایت ترجمه میشد تازشم:(

وای جولیک دست رو دلم نذار که خوووونه
اصلا نمیشه طرف کتاب رفت،خیلی گرون شده،بعدم میگن کتاب نمیخونین:(
کتاب ارزون شه،مردم میخرن،فرهنگ عمومی هم بالاتر میره

البته کتاب ارزون شه هم مردم نمیخرن کتاب باید باکلاس شه که بخرن!

۲۲ مهر ۲۲:۰۲ ساده خان
چرا کتاب میخونی ؟ خب نخون , هی کتاب میخونی هی با کمالات تر میشی هی میفهمی هی زندگی سخ تر میشه والا:|
مثلا من هی کتاب نمیخونم هی بیشعور میشم هی زندگی راحت تر میشه , فقط اطرافیان یکم اذیت میشن

این هم گونه ای دیدگاه عست:|

۲۲ مهر ۲۲:۰۶ خانوم لبخند :)
هوم آره، همه استعداد بالقوه ی قاتلی رو تو وجودشون دارن که گویا مال تو یه عزمایی داره میکنه واسه بالفعل شدن :))

:))

خوبه پس میتونم برم جذب سیا بشم:))

۲۲ مهر ۲۲:۲۳ میلیونر
اوووف خیلى خوشگله قالبت جول.

ولى مثلا چون اسمت پلاکته بهتر بود قالبت خونى باشه و چندتا گلبول سفید هم در زمینه باشن. هر از گاهى یه دل و روده هم رد بشه. :دى

تو روحت هملت:| توووو روووووحت!

۲۲ مهر ۲۲:۳۱ پسر خاله
سلام
نظر اقاگل عالی بود

:)))))))

آقا    گل با شمان:))

اتحادیه ی ابلهانو نخری و اشتباه منو مرتکب نشی :/
اونم خیلی گرون بود و من چون فک می کردم خیلی خفنه خریدمش و الان هر دو دقیقه بهش خیره میشم و حسرت پولی که براش دادمو میخورم و خب خیلی گرون بود … تاسف و حسرت کاملا مشخصه؟

از جای جای کامنت به بیرون می پاچه حتی!

عاخه مگه عربی که ث رو th تلفظ میکنی ؟
والا
ث همون س هست. دس نوت 😂😂
من راستش پف رو پف تلفظ میکنم ...
خوب است با لهجه ها عاشنا شد ! مثل اینکه سیلی رو میگن شیلی silly

من ث رو س تلفظ نمیکنم:)) ولی می نویسمش ث چون ...قشنگ تره:|

شما ملکه الیزابت رو میگی الیزابث؟:)) یا الیزابذ؟:))
خب نباید ف تلفظ کنی:)) کجاییه این لهجه؟

۲۳ مهر ۰۳:۱۲ مینروا پارادیزو
فى الواقع هفتاد هزار تومنو دادم و هنوز موفق نشدم بخونم. این یه مقدار دردناکه. :))

:))

۲۳ مهر ۰۵:۱۱ دینا .م
کل سری هری پاتر من نصف این قیمت نبود( البته من تا پنج رو خریدم. دوتای آخر رو فصل به فصل دانلود کردم)

چه حوصله ای داشتی چهارجلد کتابو دانلود کردی با سرعت اون زمان:|

بیخ داره میابه ! بیخیال :///

باشه:))

۲۳ مهر ۱۳:۴۵ دینا .م
حالا سرعت اینترنت یه طرف این که روزی یه فصل ترجمه میشد رو کجای دلم باید میذاشتم؟

یا پروردگار:)) من می میرم بخوام اینطوری بخونم. میمیرم جدی.

۲۳ مهر ۱۴:۱۳ میلیونر
چرا؟ چى شد؟ :دى

چی چی شد؟ کتاب گرونه دیه. همه که مث تو خفن نیستن کار کنن:)) بعضیا طفیلی باباشونن:-"

۲۳ مهر ۱۷:۲۲ قاسم صفایی نژاد
راجع به خرید کتابخوان باید بگم که اگه مشکل مالی ندارید حتما امتحان کنید. لذت مرتب کردن کتابها و ... هم ببرید. مشکلی نداره که. میتونید کتابهای کاغذی هم بخرید بعضا. اما زمان کتابخوانی‌تون خیلی بالا میره با کتابخوان

مشکل مالی که دارم، ولی شاید تستش کنم:دی

۲۳ مهر ۱۸:۵۶ Miss Avilet
شاید حدود ۷ سال پیش اینا خریدم کتابه رو :))

خوب خریدی:-؟

بنده در فلشم هری پاتر دارم نخریدمش:))))
اینجا ایران عست، انصافا خارج ازین امکانات دانلود عین چی رو نداریم:)

از کف دادی داداش، از کف دادی:)) بنده خاطرات زیادی در نوجوانی  از تو هوا نگه داشتن کتاب زندانی آزکابان و خوابیدنکی خوندنش و دست دردبعدش دارم، که با شام عروسی خواهرمم عوضشون نمیکنم حتی:))

۲۳ مهر ۲۱:۴۱ ~ فو فا نو
اقا چه کاریه کتاب خون خریدن وقتی وضع مالیم خوب نی :/ خب برو سایت فیدیبو رایگان بت یه اپ میده که میتونی با اون کتاباشو بخونی ک کتاباشم نصف قیمت اصلشون هس میشه گف. تازه قانونی هم هس. البته من خودم استفاده نکردم از سایت و کتاباش. فقط شنیدم از همین دوستان بلاگر

فیدیبو رو خودم تو بازی وبلاگی تابستون معرفی کرده بودم:-"

آخه رفته م کتابخونه خریده م چون جا نبود واسه کتاب قبلیا، الان که جا دارم پول ندارم کتاب بخرم:)) قیف هست قیر نیست:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک