غلط است دیگر

1-بدی محله های قدیمی اینه که یهو یه نسل عمرشون به سر میرسه و هی عزا...هی عزا...هی عزا.

از وقتی مادر جان بهار رفته یک جوان ناکام، سه مادر و دو پدر فقط در کوچه خودمون از دست دادیم.


2-طی تابستون تهران یک بار منفجر شد، دو بار اطراف خونه ما زمین دهن باز کرد، مترو فرو ریخت، آلودگی هوای همیشگی هم که هست...در کل وقایع آدمو به این نتیجه میرسونه که دیگه این شهر جای زیستن نیست که نیست:| بکنیم بریم ولایت پدریمون!


3-حرف ولایت شد؛ به شکل غمگینی وقتی از سفرهای طولانی بین شهری به تهران برمیگردم تفاوت امکانات و بافت شهر به اندازه ایران و خارجه ست. نباید اینطور باشه. این خوب نیست. اصلا.


4-چند وقته حالم خوب نیست، دنبال یکی میگردم براش کادو بخرم خوشحال شه. کسی دور و برتون نیست عطر لازم داشته باشه؟:دی #روانی 


+عاشق کامنت هاتون ذیل پست قبل ام. اصلا دلمم نمیاد جواب بدم حتی:))

۳ لایک
۱۲ مهر ۰۰:۳۴ مه‍ شید
و در ادامه افزوده شد: بی‌حیاها
آدم می‌خواهد یقه‌اش را پاره کند

:)))

۱۲ مهر ۰۰:۳۶ میلیونر
من ادکلن می خوام. دو نقطه فرصت طلب. امشبم تولد داداشم بود واسش ادکلن خریدیم. نمی دونم چرا براى من ادکلن نمى خرن. آقا ول کنید شال و کیف رو. 

واسه من کیف بخرین. کیف ندارم. کیف دستی در سایز های گوناگون بیزمت.:دی

شما کیفاتو بده ادکلن بدم بت:))

عزیزم آب در کوزه و تو تشنه لبان میگردی
بیا واسه خودم کادو بخر:))

تلخ باشه یا شیرین؟:))

۱۲ مهر ۰۰:۴۶ یادگار ...
1. :(
2. واقعن! ولمون کنن بریم ولایات خودمون :|
3. وضعیت کار هم همینطوره متاسفانه، اصن کاره که باعث میشه همه سرازیر بشن به سمت تهران بعدشم اون مشکلات پیش بیاد :|
4. چرا هست! من (-B

فقط کار نیست، امکانات هم هست، مثلا تو شهرکرد و یاسوج دو تا سینما دیدیم ما کلا! تازه مرکز استان بودن!! 

یا مثلا گرگان کتابفروشی بزرگ پیدا نکردم من! فقط خرده فروش و فسقلی...

چه همه عطربازن اینجا:دی

۱۲ مهر ۰۱:۰۰ آقاگل ‌‌‌‌
من حاضرم هدیه تون رو بدون هیچ مناسبتی قبول کنم!
اصلا اسمش رو بگذارید مراسم تجلیل از پیرمرد بلاگستان. 

بابا پیشکسوت:))

۱۲ مهر ۰۸:۲۰ مترسک ‌‌
منم با عطر موافقم D:

عطر یا ادکلن؟:-"

۱۲ مهر ۰۸:۲۳ دختر به شدت معمولی

1. خدا همشونو رحمت کنه

2. ما ولایتمونم بریم اونجا میشه مثل تهران :|

4. من میتونم لطف کنم کادو شما رو بپذریم تا خوشحال بشی :)

اصن همچین آدم فداکار و مهربونی هستم من :)

ای فداکار ای مهربون:))

۱۲ مهر ۱۴:۲۰ gandom baanoo
خدا رحمت کنه مامانتو...

واقعا تفاوت بین شهرا و حتی این سر شهر با اون سر شهر خیلی زیاده ... اونقدر که نمیتونی خودتو قانع کنی جایی که بهش تعلق داری زندگی کنی!!!

مرسی:)

۱۲ مهر ۱۷:۰۷ نت فالش
بیا آقا دعوا نکنین سر عطره، هر کی تک بیاره.:|

تو این جمعیت میدونی احتمال اینکه کسی تک بیاره چنده؟! میدونی؟! مییییدونی؟:))

پیشنهاد؛
همه بیان ته کامنتاشون یدونه کلمه ی "شیر" یا "خط" بنویسن.
بعد جولیک تو خونه شون یه سکه میندازه، میاد میگه کدوم گروه حذفن.

راه یافتگان به مرحله ی بعد مجددا میان اعلام شیر یا خط می کنن، جولیک دوباره میاد یه دسته رو حذف می کنه.

بعد هرکی آخر موند، عطره رو می بره!:))))))

من خودم شخصاً خط :)

این پیشنهاد خیلی معقول تریه به لحاظ آماری:))

اقا ما شییییییر
:)))

شیر ها پشت ایشون به صف بایستن!:))

به نیت 12 امام عطر رو به دوازدهمین کامنت این پست بدید! :) این شکلی هم خیلی شیک و بدون قرعه و شانس بوده،هم مبارکه :)

به نیت چارده معصوم چی؟:-"

به نیت حضرت علی به 110 امین کامنت اصن:))

۱۲ مهر ۲۲:۱۲ فاطمه نظری
:):<)

شیر و خطت رو برگزین باباع:))

۱۲ مهر ۲۳:۴۵ یک عدد علی
تهران خوبیش به همین زمین دهن باز کردنشه ، اگه همینم نباشه هیجان از کجا بیاریم، میشه کسل کننده ترین شهر دنیا 

هیجان فقط ستاری و همت:|

طرف با سرعت سی کیلومتر در ساعت دنده عقب میکشه:|

۱۳ مهر ۰۷:۳۵ مترسک ‌‌
هر چی که کَرَمته :))

به سلیقه خودم پس:))

۱۳ مهر ۱۶:۰۷ Lady cyan ※※
اصلا خیلی وقته که به این نتیجه رسیدم تهران جای زندگی نیست :|
دود و دم و بدبختیای تهران واقعا میزنه چشم ذوق آدم رو کور میکنه :|
چه میشه کرد بلاخره یه تهرانه و یه پایتخت :)
ععع چه خوب پیدات کردم اتفاقا من دنبال یکی میگردم بهم هدیه بده :دی
عطر و ادکلن زیاد دارم،اسپری لطفا!
:)

شیر یا خط برگزین:))

من هم عطر لازمم هم کلن آدم ذوق مرگیم:)))))
بده

شیر یا خط؟:دی

۱۴ مهر ۱۸:۴۵ پـامـ ـوک
بیا بِکنیم بریم یه روستای شمالی از اینا از کلبه هاشون یه دود نازک در میاد زندگی کنیم. چند تا مرغ و جوجه تپلی هم داشته باشیم.

اسب! اسبم داشته باشیم!

شیر😂😂

فک کنم فقط یک نفر خط بود:))

به من چه کی خط بود😛
نتیجه چه شد😂😂

:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک