یا من مال نسل دایناسورهام

جدیدا با ورژن عجیبی از عروسی و مجالس مواجه میشم که نمیدونم چه واکنشی باید بهشون داشته باشم.


مثلا تصور کنید یه عروسیه؛ طرفین خانواده های حج رو و کربلا رو و نذری بده و چادری یا نسبتا باحجابی هستن. در این حد مذهبی ان که مثلا رقصیدن مرد رو هم بد میدونن یا لباس باز پوشیدن خانم ها حتی تو مجلس زنونه رو.

بعد چرا باید اینا عروسی شون رو مختلط بگیرن با حجاب های نصفه نیمه و همه هم معذب باشن؟ مثلا خانم ایکس که چادریه و به داماد هم محرم نیست در حالی که موی شینیون شده ش از اینور و اونور روسری ای که رو کت دامنش سر کرده ریخته بیرون، و طبعا آرایش هم داره، نشسته گوشه سالن. معذب بودن از تو چشماش می باره ولی پا نمیشه بره. یا چادر هم نمیاره سر کنه. با همون پوشش فوق الذکر میشینه تو مجلس.


یعنی دقیقا نمیفهمم درد باکلاسیه؟ جایی دیدن یاد گرفتن؟ مد شده؟ چیه جریان؟

آدم مثلا بدونه خانواده ها آزادن مشکلی نداره ها. اونا مختلط میگیرن چون به اعتقاداتشون میخوره. ولی این مراسم هایی که "میخوایم مختلط بگیریم چون میخوایم مختلط بگیریم" رو من نمیفهمم. 


+عروسی خودم میخوام رفقای خودم و داماد رو بردارم ببرم پینت بال.:دی

+پیرهن دامن پفی زرشکی با شلوار جین و مانتوی کرم هیچ هم ترکیب مسخره ای نیست. بنده دیشب دو ساعت همین شکلی نشسته بودم ته سالن. :|

۱۲ لایک
۰۹ مهر ۰۹:۵۸ ♫ شباهنگ
آنچه که من درکش نکردم هنوز و یادم هم رفت تو اون پستِ عروسی ندا خاطر نشان کنم رقصیدن با روسری بود. و نیز ترکیبِ روسری و دامن کوتاه حتی. همچنین دست دادن از روی چادر و قس علی هذا!

ترکیب روسری و دامن کوتاه تو کشورهای مسلمان شرق آسیا انقد زیاده:دی

طرف با آستین کوتاه و دامن و روسری خواننده س مثلا:دی

۰۹ مهر ۱۰:۱۲ .. ندآ ..
من همیشه به زرشکی میگفتم، جیگری همیشه هم مسخرم میکردن :|

فکر کنم جیگری تیره تر و قهوه ای تره:-؟

۰۹ مهر ۱۰:۵۱ آقاگل ‌‌‌‌
جا داره بگم اللهم اشفأ کل مریض!
خدا همه مریض ها رو شقا بده به حق همین وبلاگ عزیز!
چرا همچین شدیم ما ملت! :///
.
منم قصد دارم ازدواج نکنم! به نوه هامم میگم ازدواج نکنن!

به حق همین وبلاگ عزیز:))))

آقا کی گفت من قصد ازدواج ندارم؟ من قصد عروسی گرفتن ندارم:دی می برم مهمونامو صفا سیتی تهشم حالا خواستن بزنن برقصن مختارن، من که بلد نیستم برقصم و شعت از این بابت:))

۰۹ مهر ۱۰:۵۸ خانوم لبخند :)
واسه اینه که حجاب و کلا باقی چیزا که بهش معتقدن قلباً نیست و شاید از روی عادت باشه حتی! تعریف مذهبی بودن این نیست قطعا. اینا مذهبی نیستن.

آخه آدم اگه اعتقاد نداشته باشه n میلیون نمیده گرم ترین موقع سال بره بد آب و هوا ترین مکان های خاورمیانه جهت زیارت:|

دیگه اگه حج رو هم واسه کلاسش برن سوریه و کربلا خطر مرگ داره، اونو نمیرن:|

۰۹ مهر ۱۱:۰۵ خانم فـــــ
به خاطر اینکه برنامه ریزی ندارن
به خاطر اینکه به خانواده نیست به عروس داماده
عروس داماد هر طور بخوان عروسی همون شکلی میشه

عروس داماد هم معذب بودن به جان خودم:))

۰۹ مهر ۱۱:۰۶ دختر به شدت معمولی

اینا اعتقاداتشون رو دارن چون نمیتونن نداشته باشن :|


+ چه عروسی جذابی

منم ببر :)


تموم شد دیگه متاسفانه:-"

همون درد کلاسه.با کلاسی چیز پیچیده ای:| و گاهی افرادو در منگنه له میکنه!

پینت بال از همه شون باکلاس تره:دی

۰۹ مهر ۱۱:۴۱ مترسک ‌‌
هر کاری یه جایگاهی داره، طبیعتاً همون طوری که از یه خانواده باز نمی‌شه توقع عروسی معمولی داشت، از یه خانواده مذهبی هم نباید توقع عروسی مختلط داشت؛ اصلاً اون عروسی‌ای که به مهموناش خوش نگذره که دیگه لطفی نداره...

به میزبان هم خوش نمیگذشت خب:|

من واسه عمین میخوام ببرمشون پینت بال، به خودمم خوش میگذره:))

۰۹ مهر ۱۱:۵۷ ساده خان
کلا خود درگیری بی داد میکنه , نه فقط بحث این عروسیا باشه , کلا زیاده این موضوع
طرف نیم کره چپش با راستش صد و هشتاد درجه در تضاده , نصف بدنش چپ میره نصف راست , در عجبم چطور از وسط نصف نشده هنوز یا نشدم هنوز:دی

بشر ب کدامین سمت در حرکت عسد عایا؟:دی :پی

همانا:دی

۰۹ مهر ۱۲:۰۷ هانیه شالباف
چه عروسی خنده‌داری :D
عروسی هم عروسی‌های قدیم :))

واقعا من عروسی قدیمیا رو ترجیح میدم خیلی:دی

پیرهن دامن پفی زرشکی یعنی چجوری دقیقا؟
خنده دار بوده عروسیه:))

دامنش این شکلی بود تقریبا

http://img.shein.com/images/sheinside.com/201404/1398480236405990081.jpg

۰۹ مهر ۱۴:۳۰ بانوچـ ـه
الان جریان مذهبی و روشن فکر و این چیزا تعریف اصلی خودش رو از دست داده... طرف طرز زندگیش و اعتقاداتش یه چیزیه ترکیبی از این دو تا، کلی چیز دیگه هم من در آوردی و سلیقه ای بهش اضافه کرده بعد فقط اسم یکیشو یدک میکشه و به فرض مثال میگه من مذهبی ام!!!
اینا خودشونم نمیدونن چی میخوان.
میرن مکه چون مذهبی ها میرن مکه و فکر میکنن خودشون هم مذهبی هستن!
عروسی مختلط میگیرن چون فکر میکنن کلاس داره و دوست ندارن کسی بهشون بگه امل!!!
:|

چی بگم والا:|

یعنی تو زیر این دامن شلوار جین پوشیده بودی؟ :))) بابا خوش تیپ :))
البته خب کلا مانتو رو هم در نیاوردی و لباست معلوم نشده ;-)

دکمه های پایین مانتوم به دلیل حجم دامن بسته نمیشد در نتیجه دامنم کاملا آشکار بود:))))

زیر رومیزی پنهان کردم بخش دامن رو:|

۰۹ مهر ۱۷:۰۰ منتظر اتفاقات خوب
شاید به نظر بی ربط بیاد ولی یاد این جمله افتادم:
"ما درمیان این دو پایگاه روشن و مشخص بی پایگاه مانده ایم:که نه درقالب های کهنه موروثی توانسته ایم منجمد بمانیم و نه قالب های عرضه شده تحمیلی را توانسته ایم بپذیریم. چرا که برای نسل قدیم تصمیم گرفته اند و برای نسل نو می گیرند."

این جورجاها نرم بهتره!

کوروش کبیر؟:دی

۰۹ مهر ۱۸:۲۰ Miss Avilet
چه کاریه واقعا طرف با بیگودی نشسته بعد ناراحته خودش؟:)))
آقا حالا که بحث پوشش عروسیه پیشنهادی دارین که من به عنوان روسری چی بپوشم تو عروسی عموم؟:)) مثلا ازونایی که ترانه علیدوستی اینا وقتی میرن خارج میپوشن، شکل کلاه‌س:))

والا بستگی به لباست داره!:| از این روسری گنده ها که طرحشون آب رنگی و جوجول مجولیه، میتونی بپوشی؛ یا روسری سایز معمولی بپوشی مثل مسلمانان خارجی به شکل های عجیب گره بزنیش! یا از اونا که ترانه علی دوستی اینا(:دی) می پوشن سر کنی که نمیدونم کجا باید گیر بیاری اصلا:دی

۰۹ مهر ۱۸:۲۵ خانوم لبخند :)
خب پس شاید به بعضی چیزا معتقدن اما یه سری از باور هاشون به مرور زمان و تحت تاثیر شرایط محیط تغییر کرده و دیگه اونقد روشون حساس نیستن. واقعا نگه داشتن ایمان سخته الان.

چه بدونم والا:دی

الان مد شده دیگه! مردم تا یه جایی متدیّن هستند! مثلا طرف توی یه خیابون چادریه،توی یه خیابون دیگه از این مانتو جلوباز ها میپوشه!(دیدم که میگم!) یا خیلی مصادیق دیگه! ... 

کلا مملکت که نیست! ... :/

چقدر سخت|:

لباست😂😂😂😂

خیلی هم زیبا بود:|

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک