And I dont hear my own soul scream

Sentimental

I never wanna be old
And I don't want dependents
It's no fun to be told
That you can't blame your parents anymore.

I'm finding it hard to hang from a star
I don't wanna be...
Never wanna be old.

Sullen and bored the kids stay
And in this way wish away each day
Stoned in the mall the kids play
And in this way wish away each day

I don't really know
If I care what is normal
And I'm not really sure
If the pills I've been taking are helping

I'm wasting my life
Hurting inside
I don't really know
And I'm not really sure...


Sullen and bored the kids stay
And in this way wish away each day
Stoned in the mall the kids play
And in this way wish away each day

If I compiled
All my crimes and my lies, 
Into amnesty, 
؟Would you come back to me, 

The smile on my lips
Is a sign that I don't hear you leaving me, 
And I don't hear my own soul scream, 

I'll read your lips, 
Watch your scarf play at your hips, 
And I know it's true, 
But I don't hear him call to you, 

Don't blame yourself, 
Don't change yourself, 
I Just want to be, 
Over you say you feel love, 
Don't hate yourself, 

If I compiled
All my crimes and my lies into amnesty, 
؟Would you come back to me, 

The smile on my lips
Is a sign that I don't hear you leaving me, 
And I don't hear my own soul scream, 

Don't blame yourself, 
Don't change yourself, 
I Just want to be, 
Over you say you feel love, 
Don't hate yourself.

+ دو تا آهنگی که موژان بعد از اولین ترکی که بهم داد(SomeDay ؟)، پیشنهاد کرد. هنوز بعد این همه وقت اتفاقی پیداکردنشون خوشحالم می کنه.
چشم های بدون مردمک این پسره یه کم ترسناکه، نه؟ Fear Of His Blank Eyesنیشخند
+ یه متنی نوشته بودم به اسم «فریاد یه روح سرکش لال از اعماق وجود»(اوف، چه گوتیکنیشخند) پاکش کردم. محتواش تا حدی به ابیاتی از این دو تا لیریک میخورد.
+چقدر روح سرکش لال داشتن سخته. اونم وقتی میخواد فریاد بزنه.

۱ لایک
آره خاموشم! اتفاقا اون روز هیچی درو نکردم به جز آهنگ همون پست احتمالا! ولی خوش به حالت که با گوش دادن می‌تونی بشناسی! من همین راک و پاپو خیلی وقتا نمی‌تونم از هم تشخیص بدم! ببخش جولز! از این به بعد میرم تو وب خودش!

نه باو راحت باشین، من خودمم اینکاره م:دی

از استیون ویلسون killer رو خیلی دوست دارم. به خصوص جمله ی آخرش رو! از همین تریبون استفاده می کنم و از موژان به خاطر معرفی این نابغه به جامه ی وبلاگیون کلی تشکر می کنم!

من از این تریبون استفاده می کنم و فریاد می زنم موژان کجایییییی؟!!

من یه سوال برام پیش اومده اینم اینه که این جناب خولدن چرا اینقذه ملیت و پرچم عوض می کنن

دیگه کاریه که از دستش بر میاد به هر حال!:))

به چت روم جولز خوش آمدم! مقدم خودم رو گرامی میدارم حتی!! صوبت دیگه ای ندارم همین!!

نفیس تو فوق العاده ای

بی‌خیال نفیس! ما یه زمانی از این بدترشو راه مینداختیم تو وب‌هامون!  

همین فاطمه شاهده، من و ماتاتا تو بلاگش میتینگ انیمه برگزار می کردیم، بنده خدا حتی سر در نمیاورد داریم چی میگیم به هم

۱۸ مرداد ۰۲:۰۹ همم، علی
پورکیوپاین رو عشقست.

سلام دارن خدمتتون

ملتفتم فاطمه جان! من یه زمانی تو وبم با مادام بیست سوالی بازی میکردیم!! اصن یه وضعی!! +محض اینکه حرفی درمورد پست نداشتم اینو گفتم! اینجا همه میدونن که من از موزیک غیر وطنی چیزی سرم نمیشه. (نه که حالا از وطینش سرم میشه مثلا!!) واللا !!

الان نفیس نفسش رو شکست...نفیس شکسته نفس

در جهت شکستن همون یه تیکه از نفسم که باقی مونده بود!!!

نه دیگه حالا اونقدرم نه...:))

واقعا سخته روح سرکشِ لال داشتن ...

اصن یه حسیه...

عاغا من خسته شدم ترجمه کردم تنبلم من نیستم + اخر : خیلی  سخته خیلی ....

اولی که داره میگه، آه  زندگی! دومی هم داره میگه، آه روزگار! الان به صورت موجز برات ترجمیدم!

یه روز موهامو آبی می کنم، سوار نیمبوس دوهزار فکستنیم میشم، پرواز می کنم اون دوردورا و هرگز برنمیگردم.
دستچین از بلاگستان
سیستم عامل آزاد و متن باز برای فردای فروپاشی
چون «ما را نگاهی از تو تمام است گر کنی».
یک دخترِ تا ابد تنها
شاگرد آخر کلاس
پنج شش و هفت؛ اگر رامین اینجا بود
پست های طبق معمول بی عنوانِ تانزانیا
گرد گرد یه گردو
قلبِ آبی
The Bot
یاسر، عاشقی با علاقه های دروغین
الدنیا دار بالبلاء محفوفه
در حالی که دلش تنگ شده
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن..
برزخ من
تگ ها
بایگانی
بهمن ۱۳۹۸ ( ۱ )
دی ۱۳۹۸ ( ۳ )
مرداد ۱۳۹۸ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۸ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۸ ( ۵ )
ارديبهشت ۱۳۹۸ ( ۱۴ )
فروردين ۱۳۹۸ ( ۸ )
اسفند ۱۳۹۷ ( ۱۱ )
بهمن ۱۳۹۷ ( ۵ )
دی ۱۳۹۷ ( ۶ )
آذر ۱۳۹۷ ( ۲ )
آبان ۱۳۹۷ ( ۵ )
شهریور ۱۳۹۷ ( ۶ )
مرداد ۱۳۹۷ ( ۷ )
تیر ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
خرداد ۱۳۹۷ ( ۱۰ )
ارديبهشت ۱۳۹۷ ( ۲۲ )
فروردين ۱۳۹۷ ( ۱۴ )
اسفند ۱۳۹۶ ( ۹ )
بهمن ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
دی ۱۳۹۶ ( ۲۰ )
آذر ۱۳۹۶ ( ۱۹ )
آبان ۱۳۹۶ ( ۶ )
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۴ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۹ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۲ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
پیشنهاد وبلاگ
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
روزهای زندگی یک مسافر
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
کاشیها را خیال من آبی می کند
حبه انگور
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
از چشم ها بخوانیم
درامافون
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
برای هیولای زیر تختم
پنجره می چکد
در من نهفته گویا، یک دایناسور خوب!
زلال؛ مثل چشمه، مثل اشک
آشتی با دیونیسوس
دامنِ گلدارِ اسپی
همیشه تنها
کوچ
بوسیدن پای اژدها
هویج بنفش
حمیدوو برگ بیدوو
اوایل کوچک بود
آراز غلامی
Meet me in Montauk
یادداشت های یک دختر ترشیده
Mahsa's moving castle
تویی پایان ویرانی
قالب: عرفان و جولیک بیان :|