ماشینِِ غصه نخور درست میشه


huggingMachine

لئونارد: میخوای در مورد محبت ندیدن از والدین حرف بزنی؟  [...] من وقتی ده سالم بود یه ماشینِ بغل کردن ساختم.

پنی: ماشینِ بغل کردن؟

لئونارد: آره، یه مانکن برداشتم و با پتوی الکتریکی پوشوندمش تا گرم باشه، و دو تا بازوی کنترلی براش نصب کردم که بتونه بغلم کنه و بزنه پشتم.


دانشمندان میتونن به درست کردنِ «ماشینِ گوش دادن و مثل بز اخوش سر تکون دادن»، «ماشینِ درددل شنو و "غصه نخور درست میشه" گو» و ماشین «شانه جهت سر نهادن و اشک ریختن» هم بیندیشن.


+داشتن شخصی که محرم اسرار آدمی باشد و آدم بتواند همه چیزی بهش بگوید گلی است از گل های بهشت.

+محرم اسرار هم نداریم بدبختی.


۱۱ لایک
۲۲ تیر ۰۰:۵۹ آناهــیــ ـــتا
ماشینِ "غلط کردی غصه شو میخوری ارزششو نداره" هم نیازه بسیار :(


+اون پاکته که دست پنی ه :)))

از پاکته هیچ خاطره ای ندارم:))

۲۲ تیر ۰۱:۰۲ Mission Blue
دانشمندا میشینن و فقط عنصر 117 و 118 و صد و نمی دونم چند جدول تناوبی کشف می کنن. جونو می سازن و پنج سال یه لنگه پا وایمیستن تا برسه به مشتری، مدل برای شروع جهان ارائه می دن و هیچ وقت خدا هم به ذهنشون خطور نمی کنه که شاید چیزای مهم تری برای زندگی بشر لازم باشه.

زندگی الکی که نیست که!

هوش اجتماعیشون پایینه. اصن به مسایل اجتماعی توجه نمی کنن.

بقیه برنامه رو به همکارم دکتر کالفیلد میسپارم. :همر

۲۲ تیر ۰۱:۱۱ ماهی گلی
کسی به فکر نیس خودمون دس به کار شیم

گوجه جان به نمایندگی از ما دست به کار شدن:))

۲۲ تیر ۰۶:۰۸ . زیزیگلو
نداریم...نداریمممم :/

حمایت...حمایت:/

هرچی میکشیم از همین دانشمنداس :/

از بس که تنبلن:|

۲۲ تیر ۰۹:۲۳ پـامـ ـوک
یه مدل اینجوری داشتیم اما متاسفانه تو زمینه های دیگه کمبود شدید داشت!

ما دقیقا از دست همون مدلمون شاکی ایم:))

من از طریق یه لینک به پرشین بلاگ پرتاب شدم و کامنتم رو اونجا گذاشتم :))   برای چندمین بار مشتاق شدنم این سریال رو ببینم ...

تو پرشین بلاگ؟! پرشین بلاگ من؟:))

درسته که داشتن یه محرم اسرار خیلی خوبه و حس خوبی داره

امممممممممما

نه!

هرچقدم آدم خوبی باشه یروز منافع خودشو ترجیح میده..

خیلی خوشال باش که محرم اسرار نداری:)

آدم باید یاد بگیره خودش دوست خودش باشه، خودش خودشو دوست داشته باشه،خودش خودشو بغل بگیره..خودش به خودش بگه غصه نخور دیوونه کی دیده شب بمونه..

بابا من باید روزی سه ساعت حرف بزنم مینی مم:)) اصن آینده ش مهم نی در حال باید حرف بزنم:))

۲۲ تیر ۱۱:۵۷ Tamana .....
گلی از گل های بهشت مبختم منم داشمندا دس به کار شن خو

باور می کنی من از صب که این کامنتو دیدم دارم فکر می کنم مبختم یعنی جی و الان طی یک حالت عرفانی خاصی فهمیدم همون "میخوام" عه؟:)))))

۲۲ تیر ۱۷:۱۹ گوجه خور
به دلیل بالا رفتن درخواست شما عزیزان، چشم بنده به عنوان دانشمند به زودی دست به کار خواهم شد:)

با تچکر از شما:))

۲۲ تیر ۲۲:۲۲ آناهــیــ ـــتا
پاکت شیر بود، پنی توش آب شنگولی ریخته بود.
بعد لنارد تعجب کرده بود که این داره شیر می خوره و این مدلی شده

اهان...یه چیزایی یادم اومد:))

۲۲ تیر ۲۳:۱۳ ساده خان
من ی دونه از این ماشینام خودم
ناخواسته هر کسی میرسه بهم حتی اگه آشناهم نباشه شروع میکنه ب درد و دل
بلد نیستم خوب حرف بزنم و این یعنی شنونده خوبی هستم
بقیه ک انگار راضین ، خود آدم اذیت میشه فقط

آدم اگه صرفا بلد نباشه حرف بزنه که لزوما شنونده خوبی نیست! من روزی که مادرم فوت شد- و حالا وصفش مفصله که چرا- برداشتم اس ام اس دادم به نزدیک ترین دوستم که فلانی مامانم رفت...تموم شد... و دوستم بعد از چندی اس ام اس داد که مطمینی؟ خودت دیدی یا بهت گفتن؟:|

:|
بنده خدا قصدی نداشت ها، بار اولش بود کسی همچه خبری بهش می داد و خب نمیدونست باید چی بگه:|

۲۴ تیر ۱۷:۲۷ کاکتوس
تمپل گراندین واقعا یه ماشین بغل کن ساخته بود! :|

آره ولی لینک دادن به ویکی پدیای تمپل گرانداین فایده نداشت،کسی نمیره بخونه:دی

تازه خود تمپل هم گفته جدیدا im into hugging people! :دی

+شما معلومه کجایی؟:|

ارهههه پرشین بلاگ شمااا. توی جولیک شناسی پیشرفته لینک گذاشتی 

واقن؟! عه عه عه برم درستش کنم!! مرسی!

۲۴ تیر ۲۰:۴۳ ساده خان
بلدم چی بگم ک اینقدر مشتری دارم باو :دی
منظور این ک کلا شنوندم تا گوینده !
بیشتر بقیه دنبال شنونده میگردن

آهان، خب خوبه پس، ادامه بده برادر:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک