هفته اوله که میره کلاس و تا الان secret garden رو برام به گند کشیده:))

سه راه برای اینکه از آهنگ مورد علاقه تون متنفر بشید:

1-بذاریدش زنگ ساعت موبایلتون،

2- با یه سازی  تمرینش کنید،

3-بدید خواهرتون با یه سازی تمرینش کنه!


پیشنهاد: Song From A Secret Garden- Alexander Rybak Cover

۱۲ لایک
۲۸ خرداد ۱۷:۳۵ . عارفه .
دوتای دیگه رو تجربه ندارم ولی شماره یک رو موافقم شدید :|

+یه مورد دیگه هم هست دست ما نیست ولی صدا و سیما زحمتشو می کشه: یا رو یه برنامه ی نامربوط اون موسیقی رو می ذاره یاوقتی شبکه خراب می شه پخشش می کنه ! :|

دقیقا:|

انقدر آهنگ های دزدان دریای کارائیب رو روی بانک ها و همین سکرت گاردن رو تو وفات ها پخش کردن که من قبل از اینکه بدونم سکرت گاردن و دزدان دریای کارائیبی وجود داره، آهنگا رو حفظ بودم:))

۲۸ خرداد ۱۸:۴۱ عاشق بارون ...
مورد دوم غم انگیزه! :))) اینطوری بهش نگاه نکرده بودم!
وای عارفه راست میگه! روی برنامه ها یا کلیپ هایی که هیچ ربطی نداره. اونم خیلی بده!

اونم به عنوان راه چهارم می افزایم:))

خخخخ

هیچ راهی نداره با این افکت نخندید ملت؟

مگه تو هفته ی اول چقدر یادش دادن :|
من هفته ی پیش که هفته ی اولم بود فقط الفباش (نت ها ) رو یادم داد :/
با روش گرفتن ویالون و آرشه
بعد گفت که رو سیم دوم (از راست) ارشه رو بکشم رو سیم . :|

هفته اولیه که بعد از شش سال دوری از سازش میره کلاس، و پیانو میزنه البته:دی

سیم دوم از راست میشه E وسط اگه اشتباه نکنم...شایدم A بشه....نه، A عه؛ اولین آهنگی که تو ل ویولن هست اولش با A شروع میشه:دی
من یه سال رفتم کلاس ویولن، انقد زهرا نذاشت تمرین کنم و گفت صدای جغد و گربه میدی ول کردم:)) البته پاره شدن تاندون  انگشتمم بی تاثیر نبود:-"

این پسره بچه ی خوبیه :)
قشنگ میزنه..

شماره 2 که اتفاقا خیلی لذت بخشه.

+برات صبر آرزو می کنم :)

وای نه شماره دو وقتی آهنگ در نمیاد میره رو اعصاب:))

اوف اوف اولیو دومیو تجربه کردم خخخخخ

:|

مورد اول نفرت انگیز تره :دی

مورد دو اعصاب خورد کن تره، مورد سه جفتش با هم:))

۲۹ خرداد ۰۱:۱۵ آناهــیــ ـــتا
من رو اعصاب ترین جایزه رو میدم به بچه ی 6 ساله ی معلم نقاشیم که تازه رفته بود کلاس ویولن و به زووووور میخواست جوجه جوجه طلایی رو برای من بنوازه.
البته چیزی که من میشنیدم بیشتر شبیه صدای کشتار دسته جمعی جوجه های طلایی بود تا اون چیزی ک مد نظر نوازنده بود.

و اینکه وقتی که قطعه به اتمام رسید انقدددر دست زدم و تشویقش کردم که گفت اگه اینقدر خوشم اومده میتونه دوباره برام بنوازه؟
تنها چیزی که از بعد این اتفاق یادم میاد این بود که به محض اینکه پام به خونه رسید دوتا ادویل خوردم و تا مدت مدیدی هم لب به جوجه نزدم

:)))))))))))))))))

جوجه جوجه طلایی؟! من یه سال رفتم کلاس و تنها چیزی که شباهت به آهنگ داشت و یاد گرفتم یه آهنگی بود به اسم ...اممممم....گنجشک؟ یه جانور پر داری بود که هیچ شباهتی هم به هیچ آهنگ شناخته شده ای نداشت ریتمش:دی
لا لا سی دو سی لا بود اولش:دی

+من اگه بودم بعدش میرفتم چند تا جوجه می خوردم که به این وسیله خشمم رو نسبت به جامعه جوجه ها اعلام کرده باشم:))

۲۹ خرداد ۰۱:۳۳ زهرا رضایی
کامنتای اناهیتا کلا :)))))) 

مثل پشت صحنه های مهران مدیری که از خود سریالاش جذاب تره، کامنتای آناهیتا هم از پستای من جذاب تره:))

۲۹ خرداد ۱۳:۱۶ رهـــا Sh
آی گفتی!
اولی رو که تجربه کردم واقعا وحشت ناکه.

:)))))))))))

البته شما در مورد اولی کاملا مختاری که رینگتون رو عوض کنیآ:دی

من سر شماره دو تمام آهنگای مورد علاقمو به گند کشیدم، مرحله بعدش اعصابم خورد شد چون در نیومد، مرحله بعدش شروع کردم با همون نتا آهنگی که تو ذهن خودم بودو زدم.:))))

دمت گرم:)))))

ای جانم الکساندر :))

چه خودمونی :| :)))

۰۱ تیر ۱۲:۴۶ • عالمه •
وای الکساندر عااالیه! ♥___♥

تا حدودی:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک