پرسش!

کسی اینجا هست در مورد کاراموزی برای رشته کامپیوتر چیزی بدونه؟

۲ لایک
من می دونم.

نیازمند توضیح بیشتر:دی

سال بالایی های هم دانشگاهیت بهتر میدونن
چون هر دانشگاه روندش با سایر جاها فرق میکنه

سال بالایی هامون رو نمیشناسم، موجود ایزوله ای هستم متاسفانه!

از یکی از دوستان پرسیدم گفت باید یه جا آشنا داشته باشی!

۱۷ ارديبهشت ۱۹:۲۶ ماهی سیاه کوچولو
من مکانیک رو میدونم :/

چه ...خوب:دی

۱۷ ارديبهشت ۱۹:۲۷ ماهی سیاه کوچولو
کمکی میکنه؟!

نمیدونم، شبیهن؟ بگین حالا شاید کمک کنه:)

بستگی داره.
بعضی دانشگاه ها سخت گیرن و میگن فقط جای دولتی مثه شهرداری و اداره مخابرات و اینها. که میری بهشون میگی که میخام کارآموزیم رو بگذرونم و معمولا قبول میکنن فقط میگن یه نامه بیار از دانشگاهتون. اما پیشنهادم اینه که اگه میخای "واقعا" کارآموزی بری؛ که چیزی یاد بگیری از خیر جاهای دولتی بگذر. اینجاها معمولا خیلی کاری به اینکه کی میای و میری و اینها ندارن اما هیچی یادنمیگیری و عمرت رسما تلف میشه!
جاهای غیردولتی خیلی بهترن. مثلا شرکت ها. مخصوصا اونایی که معتبرتر هستن. اما اول باید ببینی دانشگاه تون قبول میکنه یا نه. اگر قبول کرد باید اول بری اون شرکت رو خودت ببینی. خیلی مواظب باش. چون برای ما خانمها مشکل خیلی زیاده. پس اول از نظر امنیت بررسی کن و بعد از نظر نوع و سطح کارشون. و بعد برو!
میتونی از قبل توی نت سرچ کنی. (مثلا شرکت طراحی وب) بعد سایتاشون رو ببین. نمونه کارهاشون و آدرس و غیره. بعد اگه خواستی زنگ بزن بگو کارآموز میگیرین یا نه. شرایطشون و شرایط خودت رو چک کن. بعد اگر خوب بود همون نامه رو بگیر و برو.
البته همه اینا در صورتیه که بخوای واقعا بری کارآموزی. برای اینکه صرفا گزارش کارآموزی پر بشه راه های دیگه ای هست!!!
و این مسئله آشنا داشتن مربوط به همون پر کردن وقت میشه. وگرنه من هیچ جا آشنا نداشتم. خودم رفتم بهشون گفتم نمونه کارهاتون رو دیدم و میخام بیام. اونا هم گفتن بیا!
بازم اگه سوالی داشتی در خدمتم.

مرسیییی:)

شما میری یه خدمات کامپیوتری میگی آقا/خانوم برگه کار آموزی منو امضا میکنید ؟ اونام میگن باشه
تموم :دی

نمیخوام فقط امضا بشه خب:دی

سلام
همه حرفایی ک میخواستم بگمو یلدا گفته 
فقط یه چیزی که قبلش مشخص کن با خودت میخوای چی یاد بگیری 
مثلا شبکه، یا طراحی وب یا ... 
بعدشم وقتی میری اونجا خودت باید خیلی سیریش باشی که چیزی یاد بگیری وگرنه خیلی مشتاق نیستن کاری یادت بدن 
مگر اینکه جای آشنایی باشه یا اینکه معرفی و سفارش شده باشی 
مثلا یکی از استادات به یه شرکت معرفیت کنه خیلی بهتر باهات کنار میان و کار یادت میدن 

چقدرترسناکه...

اگه خودشون آگهی داده باشن چی؟

۱۹ ارديبهشت ۰۹:۵۰ مهدی ابوفاطمه
نه
من بلد نیستم

ممنون:))))

ترسناک نیس بتمن جان :)
 بنظر من بهتره چون اینجوری کار یاد میدن و اگر همه چیز خوب پیش بره میتونی براشون بعد کاراموزی کار هم کنی 
فقط میمونه اینکه ببینی اونجایی که خودشون پیشنهاد دادن جایی باشه که سختت نباشه و امنیت باشه و اینکه کاری یاد بدن ک تو هم بهش علاقه داشته باشی 
واضح گفتم؟

آره، یاد گرفتم:دی

اینجا رو دیدی؟

http://fanaphr.ir/int/


من تبلیغشو تو فیی بوک دیدم

ممنون:)

سلام!
منم میخوام تابستون برم!
توی دانشکده که آگهی کارآموزی زیاد روی برد زدن! ندیدی؟؟
من امروز رفته بودم یه جا مصاحبه!
کلا رزومه بنویس، هر چی بلدی، هر پروژه ای که نوشتی رو توش بنویس و برای شرکت مورد نظرت بفرست، اونام بررسی میکنن و خبر میدن بهت!
یه استادی میگفت به پژوهشکده فضای مجازی و شرکت های دانش بنیان مستقر در مرکز رشد دانشگاه هم یه سری بزن ببین اگه کارآموز میگیرن اونجا برو! از این جهت میگفت مرکز رشد و کلا کارآموزی توی دانشگاه بهتره که شرکتای بیرون معمولا کاری به کار کارآموزشون ندارن و وقت تلف میشه بیشتر...

دانشگاه بهم خیلی دوره، واقعا ستمه بخوام تابستون هم این همه راه برم و بیام:(

دو سه جا رزومه فرستادم، که نزدیک تر بودن به خونه، اگه نشه میرم به استادا رو میندازم:( :عر حتی


+مصاحبه چطور بود؟!:استرس

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک