ترکیب پوست سبزه با ابروی قهوه ای، موی بلوند یخی،و لنز آبی

خب وقتی زن رویاهاتون یکی تو مایه های تیلور سویفته، چرا هرمیون گرینجر رو شکنجه میدید که شبیه تیلور سوییفت بشه؟ بهتر نیست من الابتدا برید یه تیلور گیر بیارید از مشاهده ش لذت ببرید؟


+تازه هرمیون هم تا آخر فیلم هفت انقدر خانوم شده بود، انقدر طرفدار داشت، انقدر مورد مزاحمت خیابانی و پیشنهاد شماره و «یه کبوتر تو خانه دارم سیگار می کشه بیا با هم بریم ببینیم» واقع شد، ولی همچنان موهاش همون بیگیلی بیگیلیِ قهوه ای موند، نود و چهار قلم وسیله آرایشی هم به صورت روزانه استفاده نمی کرد که شبیه فلور دلاکورِ نیمه پریزاد بشه.

+تازه اونا جادو هم دارن، میتونن با جادو یه کاری کنن موهاشون همیشه بلوند و چشاشون همیشه آبی بمونه.

+دیشب عروسی بودیم، به زور منو آراییدن، بیست و چهار ساعته با انواع آرایش پاک کن های ممکن دارم چشمامو می سابم هنوز از لاش ریمل و خط چشم میتراوه.

+کلا.

+ :|

۵ لایک
عنوان رو که خوندم حالم بهم خورد به واقع!

تازه تانکس هم آرایش نمیکرد فقط خودش موهاش حالی به حالی هی رنگ عوض میکردن!

تانکس فرق داشت، اون آرایش سر خود بود:دی

ولی ایشونم در اکثر موارد موهاشون همون صورتی ای که بود می موند، مگر اینکه مجبورش میکردن تغییر قیافه بده:دی

۱۶ ارديبهشت ۲۲:۴۰ زهرا یگانه
هرمیون ها بخت شون بلنده مثلاً قلب ِ یکی مثل ویکتور کرام براشون می تپه! :D

***خطر اسپویل!****
و تهش زن رون ویزلی میشن:|
***پایان خطر اسپویل***

ولی رنگ موهای سدریک فوق العاده بود!

+مثلا رنگ موهای لونا لاو گود به هرکسی نمیاد :دی

سدریک؟ ادوارد کالیز؟ شاینینگ اسکین؟:|
موهاش قهوه ای بود دیگه چه جذابیتی داشت:| رنگ موهای رون خوب بود:دی قرمز جیغ!
الان مثلا همین لونا، بعد از فیلم رفته موهاشو مشکی کرده:| به مدتم موهاش شرابی جیغ بود:|
چرا هیشکی از چیزی که داره راضی نیس؟:|

۱۶ ارديبهشت ۲۲:۵۸ زهرا یگانه
خب هرمیون ها بای دیفالت ترجیح میدن زن ِ رون ویزلی بشن تا ویکتور کرام! :))

خود ویکی پا پیش نذاشت وگرنه هرمیون غلط میکرد ترجیح میداد:))

خداییش خوشرنگ بود... حالا نمیدونم خوشرنگ بود انقدررر...یا من عاشقش بودم که خوشرنگ میدیدم!

تازه اونموقع ها خواب دیدم هری پاتر باهامون اومده اردو :|  اردو از طرف مدرسه رفته بودیم ...راهنمایی بودم :/

:))

ما نسلِ سالها پشت پنجره منتظر جغدِ هاگوارتز مانده ها...:))

امروز همه چیز دست در دست هم دادن به مهر که من رو یاد هری پاتر بندازن!
جالب اینه که همه شون هم راجع به هرمیون بودن! 
اولیش یه عکس از اما واتسون بود، دومیش یه مقاله راجع به شخصیت های زن هری پاتر، سومیش اینجا!!!
الان هم که دارم تایپ می کنم کل کتابای هری پاترِ تو کتابخونه از بالای مانیتور لپ تاپ، رو به روم هستن!

تو کتاب چهار بود که با جادو موهاشون رو برای اون مجلس رقص درست می کردن نه؟ آخه من یادمه بعد از خوندن اون قسمت ها می رفتم حموم موهام رو کف مالی می کردم بعد مدل می دادم بهشون. کف مثل تافت همه چیو سر جای خودش نگه می داشت. بعد من تصور می کردم تو هاگوارتزم و با جادو موهام رو نگه داشتم تو سرم:-|

من کتابای هری پاترم رو بخشیدم به کتابخونه...:)

آره، جشن یول بال بود:دی
من موهام همیشه کوتاه کوتاه بود، خیسشون میکردم مثل مالفوی رو به عقب شونه می کردم:))

۱۶ ارديبهشت ۲۳:۵۴ زهرا یگانه
ما نسل ِ هر ماشینی رو ماشین ِ پرنده دیدن و هر جاروی ِ پدر ِ مدرسه ای رو به گمان ِ جاروی پرنده سوار شدن ها!
ما نسل ِ تابستان ها در آرزوی  ِ نامه ی هاگواتز سوختن ها! :))

و هر جغدی رو به چشم هدویگ نگاه کردن ها...:))

کلا من نه با دسته ای موافقم که همه چیزشون فیکه ، نه با دسته ای که راه می رن پز می دن بلد نیستن خط چشم بکشن و به نظرشون خیلی شیکه که نمی تونن آرایش کنن . هیچ کدومش پز نداره واقعا . من از لنز متنفرم و موی خیلی روشنم دوس ندارم ، ولی آرایش دارم همیشه . یه دوستی یه حرف قشنگی زد : همیشه بهترین ورژن از " خودت " باش . 

یعنی یه طوری خوب باشیم که هم بهتر شیم و بشه از پسرا بدون توسل به وجود روسری تشخیصمون داد هم هویتمون بدون توسل به شناسنامه قابل تشخیص باشه :)

من فکر می کنم اگه یه نفر ترجیح میده که خط چشم نکشه و به نظرش همین طوری قیافه ش قابل قبوله، میشه بهش اخترام گذاشت، شاید به نظر خودش این شکلی بهترین ورژن از خودشه، هوم؟

+آخ آخ گفتی بشه از پسرا بدون روسری تشخیصمون داد، دارم میرم موهامو از ته بزنم:دی

۱۷ ارديبهشت ۱۷:۱۷ جلبک خاتون
هیچی مثه هاگرید نمیشه  :)))

:)))

و حتی ما نسل ِ خودکار رو با چوب جادو اشتباه گیرنده ها !

تلاشکنندگان برای معجون سازی نداشتیم؟:))

البته :) آدم خودش راضی باشه . ولی جدا این پز نداره دیگه :))




نزن موهاتوووو :))))

تهشون سوخته متاسفانه:دی

ینی واقعا شماها یادتونه شخصیتای هری پاتر چه شکلی بودن؟؟

وقتی مدت مدیدی تو ایفای نقش جادوگران بوده باشی خب...دیگه یادت نمیره!:دی

۱۹ ارديبهشت ۱۶:۵۷ آناهــیــ ـــتا
هرمیون گرنجر که خوبه، اون طرفی که تیلور سویفت دوس داره و میره دست میذاره رو یکی شبیه سلما هایک و میخواد اون شکلیش کنه خیلی رو داره واقعا :|

+پیشنهاد شماره و کبوتر عالی بود :))

سلما هایک کیه؟:دی

مورد داشتیم تو خوابگاه دختره موهاش مشکی بود رنگ مشکی میذاشت روی سرش :|
یکی هم بود که وقتی از حموم درمیومد احساس می کردی شخص جدید به اعضای سوییت اضافه شده. :| و البته دبیری هم داشتیم که به تار تار موی صورتش مفتخر بود.
 بشر از روی هیچ بومی نیفته صلوات
تا حالا نه هیچ قسمتی از هری پاتر رو دیدم و نه کتابی ازش خوندم :))) فقط می دونم نویسنده اش خانومه! :)

رنگ مشکی میذاشت که مشکی تر شه؟ حافظ زیاد میخوند؟:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک