زندگی زناشویی آپارتمان نشینی هالیوودی اصن یه چیزی!

اتاقم یه پنجره داره فقط، و اونم به سمت نورگیر باز میشه. نورگیر تو ساختمون ما بین آشپزخونه و اتاق خواب واحد جنوبی، و آشپزخونه واحد شمالی مشترکه. خیلی سر و صدا میاد توش (و ضمنا یه یاکریم هم درست روبروی پنجره من لونه کرده!:دی)

حالا آقای همسایه بالایی یک ساعت پیش داشت با زنش بلند بلند دعوا میکرد سر یه چیزی و آخر دوتاشون رفتن تو اتاق و در رو به هم کوبیدن و هنوز صداشون به صورت ضعیف شده شنیده میشد که این سر اون داد میزد اون سر این...الان صداشون میاد آقاهه داره گیتار میزنه با هم دارن می خونن.

یعنی یه چیزی ان آ!

۸ لایک
۱۳ ارديبهشت ۲۲:۵۶ •_• مهیار
زن و شوهر دعوا کنند !
ا ب ل ه ا ن باور کنند :))

حالا پس فردا کات کردن خبرشو میارم:))

۱۳ ارديبهشت ۲۲:۵۷ مهرداد ارسنجانی
شاید داشتن نمایش نامه خوانی میکردن

الله اکبر:))

۱۳ ارديبهشت ۲۳:۰۳ .: آدرینا :.
شاید داشتن نمایشنامه تمرین می کردن! :دی

بعیده:)

۱۳ ارديبهشت ۲۳:۱۴ زهرا یگانه
روابط زوج ها واقعاً همین قدر ناپایداره! :D

بیچاره بچه شون:|

گیتار زده براش از دلش دربیاره دیگه بابا بی خیال ! :))))

به خدا اگه من اعتراضی داشته باشم:دی

أأأأ چه رمانتیک. :))

بله بله:دی

دعوا که نمک زندگیه باو! :دی

بر منکرش:دی من میگم چقدر جالب آشتی کردن فقط:دی

خب هرقهری یه اشتی داری :)

نه به قهرشون نه به آشتی شون:دی

۱۴ ارديبهشت ۱۳:۱۴ خانم خوشبخت خانم خوشبخت
خخخخخخ واقعا که چه خانواده جالبی!!!!

خه خه خه و...!:|

از خانومه بپرس شوهره از کجا پیداش شده
منم یکی پیدا کنم این مدلی :))

چشم:))

۱۴ ارديبهشت ۱۹:۵۹ میرزاده خاتون
به نظر من که اصلن ادمای عجیبی نیستن. کاملن رفتارشون طبیعیه D:

با تچکر:))

ساخته شده در سینمای بالیوود :)))

:))

چه خوبه که آشتی کردن :)

یه سوالی پیش اومد برام، این که آشپزخونه واحد جنونی و آشپزخونه واحد شمالی با هم به نورگیر پنجره دارن، باعث نمیشه هی بوی غذاهاشون قاطی بشه و بیاد تو اتاقت، مثلاً؟ :-|

چرا:دی

برای همین معمولا پنجره بسته س!

چه همسایه های خفنی:دی

ما یه همسایه داریم که هربار شوورشو پیدا نمی کنه داد میزنه اومیییید(امید با لهجه گیلکی ادا شود!اووو مید) کجایی(با دهان شل کماکان!) 
بعد همیشه م شوهرش یه جواب معلوم میده توآلتم توآلت:|

شاید بنده خدا مشکل گویشی داره:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک