نشتی

تو جاده یه سنگ گنده زیر کردیم و درق خورد کف ماشین! زدیم کنار محمد نگاه کنه ببینه زیر ماشین چیزی نشت نمیده؟ محمدم نگاه کرد، بعد اومد خیلی جدی گفت یه دمپایی زیر ماشین افتاده، حسابه؟
۱۸ لایک
سلام عالی بود
footballsport90.blog.ir

جل الخالق:|

۰۷ فروردين ۱۲:۰۴ ..😐.. مـ ـهـ ـیـ ـار
آفرین به محمد :|
چه باهوشه!

خلاقه:| :))

:))
عالی بود 

میخوام یه تگ بیفزایم به اسم ماجراهای من و داداشم:))

:دی
علاوه بر اسم خیلی دل برشان، هوششان نیز دل می برد.

+ مواظبش باشید شدیدا به سن دختر بدزدانه نزدیک شده! هر لحظه ممکنه یکی گیرش بندازه:| (نگرانیم جدی بود!)

دختر بدزد بیشتر به نظر میاد کسی باشه که دختر گیرمیندازه:))

نه بابا محمد با من بیرون نمیاد میگه فک میکنن دوس دخترمی:| حالا فک کن بدزدنش:|

۰۷ فروردين ۱۳:۴۰ .: آدرینا :.
:))

حسابه :دی

دمپایی نشت میکرده:))

نذارید ترشی بخوره اصلا :))

اتفاقا ترشی دوست هم نیس:))

نگرانی مگهان منو کشته!

مرحوم هوم:|

اسمایلی چشم غره به هوم! آیکون کی با تو بود؟ و آیکون کم آوردن و زبون درازی!!! :))

+ شمام اگه اینقدر با نمک بودی من نگرانت میشدم:|

یه سکانس کامل بود این کامنت:)))

دمپایی (:
حتما ضربه خیلی شدید بوده که دمپایی نشت کرده از ماشین (((((:

دمپایی دون ماشین رو کنده بوده مثلا:دی

:))))
نشت دمپایی خوبم هست دیگه تو مسافرتا اینا دمپایی لازم نمیشین

:))

۰۸ فروردين ۲۰:۰۲ خانم خوشبخت خانم خوشبخت
:)

میخند؟

:))
من هم اگر برادرم نبودقطعن از افسردگی می مردم!

:دی

۱۱ فروردين ۱۳:۰۸ هــُـــ دی
دمپایی از کجا اوردیییییییییین؟؟؟!!!! :)))


_________________________
jameolhoda.ir

افتاده بوده کف جاده دیگه حالا:))

بعد چند وقت خندیدم واقعا :))

بیشتر بخندین:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک