آموزش و پرورش

دبستان جایی است که من شکوه و عظمتم را در آن گم کردم و راهنمایی جایی است که خوشحال شوندگی و خوشحال کنندگی‌ام را در آن گم کردم و دبیرستان جایی است که ته مانده‌ی استعدادهایم را در آن گم کردم و هاگوارتز جایی است که دعوتنامه اش هرگز به من نرسید. میدانید؟ همینطور مرحله به مرحله که جلو می‌آییم چیزهای بیشتری راگم می‌کنم و چیزهای ارزشمندتری را از دست می‌دهم.

تانزانیا

۱۵ لایک
واقعا همینطوره...واقعا :|

شمام منتظر هدویگی؟:دی

۱۷ اسفند ۲۰:۱۰ مهرداد ارسنجانی
من هنوز هم منتظر دعوت نامه از هاگوارتزم.
چوب دستی ـم خریدم.
کوبیدیچ هم بلدم.
-_-

من فک کنم چون نوجوونیمون تو دوران تحریم افتاد دعوت نشدیم-_-

الان که در پسابرجامیم میان دنبالمون!

۱۷ اسفند ۲۰:۱۵ عرفـــــ ـــان
دقیقا :|

اگزکتلی!:|

اره دقیقا :(

ای بابا یه مشت فشفشه جمع شدیم دور هم:))

۱۷ اسفند ۲۰:۱۹ آدرینا عظیمی
چقــــــدر قابل درک و فهمیدنی ست. انگار خیلی بیش از این ها شبیه هم هستیم، همه مان یک جایی زندگی را باختیم و بعد با نداشته هایمان ساختیم و بعدتر وقتی جلوی آینه به عمق چشم هایمان نگاه کردیم آه کشیدیم که چه دور شدیم از رویاها...

حالا انقدرم فلسفی نه ولی آره:دی

فشفشه رو خوب گفتید =)))

من کلا خوب میگم:|

پس کی شکوه و عظمت داشته؟! مهد کودک؟! باز یه عده هستن دبستان نمره اولن میان راهنمایی از اوجشون فاصله گرفتن، باز اینا بگن مثلا راهنمایی شکوهمون رو گم کردیم یه حرفی!

چقد ایراد میگیری زاخی:|

۱۷ اسفند ۲۱:۱۲ داداش مهدی
دبستان و راهنمایی و دبیرستان برای همه‌ی ما همینطور بود. غیر از یکی دو نفر که باهوش بودند و خوش اقبال!

والا ریا نشه منم واسه خودم باهوش محسوب میشدم ارواح عمه م:)) :|

فشفشه :)))))))))))))))

ولی ما تو دبیرستان خودکارامون رو دستمون میگرفتیم مثلا چوب دستی بود بد وسط کلاس هم رو جادو میکردیم! همیشم حرکت اول ورد خلاسلاح بود! الان یادم رفته چی بود ولی! :دی

+دانشگاهم جایی است که عشقمون رو گم کردیم :|

خلع سلاح:| خلاسلاح چیه دیه!:))

وردشم اکسپلیارموس بود!:دی

+به محسن تون میگم تو دانشگاه عشقشو گم کردی:|

۱۸ اسفند ۰۰:۰۷ مهرداد ارسنجانی
من سربازم ، الآن نمیتونم -__-

ترم تابستونی بردار

-_-

هاگرید فارسى بلد نیست رفته یاد بگیره.چون بچه ى یازده ساله زبان بین المللى انگلیسى رو بلد نیست دیگه. 

حالا فکر کن هاگرید بخواد به یه بچه ى ترک نامه ى هاگوارتز بده.تصور کنید لطفا: 
آیکن هاگرید درحال ترکى حرف زدن. :دى 

یا مثلا شمالى، کردى، لرى. اصفهانى حتى! 

بسپره مک گونگال یا هرمیون یه ورد دیلماج آنلاین اختراع کنن براش بهتر نی؟:))

چه جز دامبلدور و لرد هرچی نابغه تو کتاب داشتیم خانم بودن...تف به ریا تف به ریا:))

۱۸ اسفند ۰۰:۴۱ علی موسوی
شرمنده ام واقعا غیر از دوسال آخر دبیرستان بقیه اش خیلی عالی بود برام/ هیچ چی از دست ندادم .. دلایلش زیاده یکیش مدارس دموکرات و خوبی بود که رفتم و یکیش آزادی پسرونه  که همش ولو بودیم تو خیابون و . متاسفانه دخترا محرومن ازش .... مشکل من با دنیا از 18 به بعده ...
آخ آخ هاگوارتز همین چن روز پیش تو سینماتک کورش یه قسمت هری رو دیدم ، زودتر میگفتم میدونستم ،  هاگوارتز واقعیه من تابستونا میرم اونجا ، امیدتونو از دست ندید :))

آزادی پسرونه تون کوفتتون شه-_-بعد سهمیه کنکور دخترا رو کم میکنن همین اراذل عیاش برن مهندس شن:|

+قابل توجه مهرداد ارسنجانی؛ ترم تابستونی برداشته!:))

پوففففف :(
دنیای ما که اونطوری که میخواستن ساختن برامون 
دارم سعی میکنم دنیای آیندگان اونطوری باشه که میخوان {حداقل اونایی که میشناسمشون}

داد از غم تنهایی:|

+من نامه هاگوارتر رو گرفتم ، اما از قطار جا موندم :/

گروهبندی نشدی فشفشه مخسوب میشی پس:))

چقد این حرفات راسته!!!!!!!
+ منم نامه هاگوارتز رو ندارم :( واسم نفرستادن نامردا!!!!! من به این خفنی!!!!! :/

باید مدل این دیپلم ردیا که میرن کار و دانش دیپلم میگیرن واسه ما فشفشه ها هم یه دوره ای میذاشتن:| بس که این آلبوس بی فکره وا!

دبستان برای من مثل بیگ لایک است :))) (پر از اعتماد به نفس، خوشی، سرزندگی، بی خیالی و غرور)
 
با راهنمایی کم کم اعتماد به نفسم آمد پایین و شدم یک دختر خجالتی، از کل دبیرستان فقط یک دوست را می توانم انتخاب کنم و معلم ریاضی ام، بقیه اش افتضاح :-|

پیش دانشگاهی مجدداً بیگ لایک :))))
دانشگاه لیسانس: دوستش داشتم
دانشگاه ارشد: جزو آرزوهای برآورده شده ام بود :-|

برای همین فقط همون دبیرستان را دوست داشتم بروم هاگوارتز :))))))))))))))))

بقیه اش همین تهران خودمون خوب بود، (به قول خودت: خوب بود، حتی) :دی

روند کسینوسی داشتیا:دی از اوج به قعر دوباره به اوج:دی

من روند منفی ایکس به توان سه داشتم:| :))

من سالها در رویاهام تو هاگوارتز نفس کشیدم، زندگی کردم اصلا انگار
حس نمی کنم آرزوی دست نیافته ست:))) در این حد باورش داشتم یعنی و خونه ی هاگرید خدا بیامرزم میرفتم گاه گاهی حتی...
جات خالی

از اون کیک کشمشیای سنگی هم میخوری لابد:|

۱۹ اسفند ۱۴:۲۸ نازنین :)
خیلی وقتا خواب میبینم با هری و هرمیون و رون داریم توی هاگوارتز راه میریم و حرف میزنیم :دی

نکنه مخ هری رم میزنی؟:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک