چرا مراقب آنچه در فضای مجازی از خود به جا میگذاریم باشیم؟!

ما یک پسرخاله ای داشتیم(هنوز هم داریم!) که در برهه ای قصد ازدواج داشت(هنوز هم داره!) و مثل تمام پسر های دیگری که به سن ازدواج رسیده ند و براشون میرن خواستگاری، برای این پسرخاله ما هم میرفتن خواستگاری. روند خواستگاری رفتن ایشان هم بدین صورت بود که بعد از رفتن به خونه دختر و بالا پایین کردن خانواده و بررسی میزان هم کفو بودن دو طرف، میرفتن اسم دختر مورد نظر رو در فیس بوک سرچ می کردن تا ببین که:

الف:عروس آینده فیس بوک دارد؟

ب:اگر فیس بوک دارد در فیس بوکش دختر خوبی است؟!


و بدین شکل بود که دخترا یکی پس از دیگری رد می شدن؛ چرا که جز خانواده ما که فیلتر شکن نداره، و جز مقام معظم رهبری که فقط در توییتر فعالیت می کنند، از رییس جمهور و وزیر و وکیل و استاد و دانشجو گرفته تا princess Sarah که در بیو خود نگاشته ن I dont work Im a princess همه فیس بوک دارن، و هیچ کدام در فیس بوکشون دختر خوبی نبوده ن! خلاصه که با این نتایج، پسر خاله ما هنوز مجرد مانده(و بله، قصد ازدواج هم داره!) و حالا حالا ها هم عروس گیرش نخواهد آمد.


سرچ کردن افراد در اینترنت برای به دست آوردن اطلاعات در مورد اونها، امروزه یک مساله عادی محسوب میشه. خواستگار خانواده عروس رو سرچ می کنه، شرکت اسم کسی که قراره استخدام کنه، کارخونه اسم کارخونه ای که باهاش قرارداد می بنده و...! در مورد افراد، این مساله، یعنی اینکه آدم ها برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شما توی اکانت های فیس بوک و توییترتون سرک می کشن، مفهومی رو ایجاد کرده به اسم digital dirt که چون معادل فارسی براش پیدا نکردم، میتونیم اسمشو بذاریم لکه مجازی.

digital dirt که زین پس بهش میگیم لکه مجازی- و میدونیم نه dirt معنیش لکه س نه digital معنیش مجازیه!- به دسته ای از اطلاعات شخصی شما اطلاق میشه که روی فضای مجازی به اشتراک گذاشتید ( و یعنی برای همه قابل دسترسه) و میتونه در حال یا آینده تصویر نامطلوبی ازتون بسازه. برخلاف شرکت ها و کارخونه ها که در مورد خودشون محتوای مجازی کنترل شده ای منتشر می کنن، افراد این کار رو برای تفریح انجام میدن. شما عکستون رو توی اینستاگرام آپلود می کنید و هشتگ میزنید یه روز خوب با دوستام، یه متن روشنفکری با هشتگ سیگار و خودکشی و مرگ و صادق هدایت میذارید تو فیس بوک، تو last.fm آهنگ های مثبت هیجده گوش میدید و اینا رو نمیذارید که مادرزن اینده تون بدونه آدم رفیق بازی هستید، یا کارفرمای آینده تون بدونه افسردگی حاد دارید! ولی شما میرید خواستگاریِ یه بنده خدایی، که مادرِ اون بنده خدا اینستاگرامتون رو دیده و این برداشت رو می کنه که «پسره همه ش پی رفیق بازیه» یا رفتید یه جا رزومه دادید بعد طرف اسمتونو که سرچ می کنه صفحه فیس بوکتون میاد که مزین کردید به یه شعر به این مضمون که آره من و تیغ و رگ و بهمنی که بابام روشن کرد و فلان(سلام می کنیم به مجید خراط ها در این بین:دی) و نتیجه میگیره که «این بابا افسرده س، میاد محیط کارمونو به گند میکشه» و غیره. بنابراین اون محتوایی که شما آپلود کردید، حالا ولو این کار رو در سال هزار و سیصد و پتروداکیل قمری انجام داده باشید، لکه ای خواهد بود بر رزومه حال حاضر شما!


متاسفانه خیلی چیزا رو از ورطه دنیای مجازی نمیشه پاک کرد. حتی خیلی چیزا رو خودت به اشتراک نمیذاری که بخوای پاک کنی یا نکنی! نمیتونی کامنت های توهین آمیزی که زیر یه پست تو یه سایت دیگه فرستادی پاک کنی. شاید بتونی اینستاگرامت رو بترکونی، اما اسکرین شات های ملت از صفحه اینستاگرامت رو نمی تونی پاک کنی. فیلم حیوان آزاریت رو از مموری میلیون ها گوشی نمیتونی برداری. تصاویری که آپلود می کنی-اعم از استفاده برای آواتار، بک گراند، یا متن-هیچ تضمینی وجود نداره که سیو نشده باشن و جایی منتظر نباشن که خفتتو بگیرن!

بنابراین، بر خلاف دنیای واقعی که میشه دهان باز کرد و هر آنچه در ذهن هست و نیست رو ریخت بیرون و بعد زد زیر همه چی، یا نهایتا عذرخواهی کرد و سر و ته قضیه رو هم آورد، اینجا از این خبر ها نیست! زندگی در مکانی که کوچکترین حرکت ساکنینش ثبت میشه، حداقل لازمه ش میزان زیادی احتیاط، تفکر قبل از انجام هر کار، حفظ آرامش و رعایت ادب، و نهایتا دیگه اگه هیچ کدوم در توانتون نبود، استفاده از هویت های مجازی ست.


بنابراین:

#از افشای اطلاعات خصوصی تون در فضای مجازی، حتی الامکان بپرهیزید. یا دستچین شده عمل کنید. ادوارد اسنودن و سازمان سیا و اف بی آی در کمین شما نیستند، همین اطرافیان خودتون در کمین شمان!

#حتی اگر در فضای مجازی با اسم مستعار فعالیت می کنید، از حالت عادیتون مودب تر و آروم تر باشید. یادتون نره حتی اگه با کسی که بهش پرت و پلا گفتید دوست باشید یا بعدا از دلش در بیارید، پرت و پلا به اسم شما ثبت شده خواهد بود و در انظار عمومی مشهود.

# و در انتها، در فیس بوکتون دخترای خوبی باشید:دی

۲۰ لایک
۱۴ اسفند ۰۱:۳۸ ماهی سیاه کوچولو
به نظر من آدم همیشه باید خودِ خودش باشه :/

آره ولی لزومی نداره اون خود بودنش رو هی جار بزنه در اذهان عمومی! چون اون یه تیکه عکس و متنی که آپلود می کنی نمایشگر یک هزارم «خود»ی عه که هستی،ولی از روی همون قضاوت میشی!

۱۴ اسفند ۰۱:۴۳ مهرداد ارسنجانی
البته این برای هر کسی صدق نمیشه ، یکیش من.

آره شما میتونی دختر خوبی نباشی در فیس بوکت:|

کدام بخشش صدق نمی کنه خب؟ این مطلب پر بخش بود!:))

۱۴ اسفند ۰۱:۵۰ ماهی سیاه کوچولو
آره اینم هست :)
ولی به حرف مردم هم نباید زیاد گوش داد
اگه اونقدر ابلهن که از روی دو سه خط بخوان درمورد آدم قضاوت کنن، خب بزار بکنن
:/

حالا در ایران رو که میدونم خیلی قزل قورتکی سرچ انجام میشه، ولی طبق اون مطلبی که من این رو ازش نوشتم، برای کارای جدی مثل استخدام، واقعا بحث ابله بودن نیست. کاملا نقد و بررسی میشه فعالیت های طرف! مثلا کسی که هی در مورد مهمونی هایی که رفته می نویسه ممکنه آدم خوش گذرونی باشه و مثلا به قدر کافی روی کارش وقت نذاره:دی

شما که هویت مجازی داری اصن، انقدر هم مجازیه که حنسیتتم معلوم نیست:))

۱۴ اسفند ۰۱:۵۰ مهرداد ارسنجانی
فیسبوکم رو که کلن پاک کردم :دی
خب یکی مثل من که براش مهم نیست مردم در موردش چی فکر میکنن و دوست دارم بعضی وقتا از علایق و کاری که میکنم بگم، و اگر خیلی راحت اسمم رو تو گوگل بزنن به همچی میرسن. صدق نمیشه خیلی بخشاش دیگه :دی

این هم هست:دی

من نه تنها در فیس بوق، بلکه در اینستاگرام و توییتر و گوگل پلاس و ... هم خیلی دختر خوبی هستم:| 

به پسرخاله ت بگو اگه دوست داشت منو سرچ کنه:||| 
مگهان هستم. با تشکر از خانواده ی رجبی :)))))

:))

اول میره خواستگاری بعد سرچ می کنه، تازه خودش سرچ نمیکنه مادرش این کارو میکنه!:))

فک کنم حالا حالاها زن گیرش نیاد خخخخ

منم همین فکرو میکنم:))

۱۴ اسفند ۰۲:۰۷ ماهی سیاه کوچولو
والا وارد وبلاگ که بشن ملت عکسم خورده اون گوشه دیگه کجای هویتم ناپیداس با اونهمه ریش؟! :دی
گمونم آخرش باید اسم خودمو بزارم :/

شاید اون عکس عکس برادرتونه، از کجا معلوم:)))))

پست خیلی خوبی بود. کاملا موافقم. اگر کسی با اسم واقعی خودش هست که دیگه هیچی! همون اسم مستعار هم باید خیلی با احتیاط رفتار کرد. مخصوصا در رابطه با عکس ها و مخصوصا در ارتباط با ما ایرانی ها.

اسم مستعار هم امکانش هست بالاخرع لو بره خب:دی دقیقا!

خودسانسوری مجازی!!
خدایی دیگه خیلی مرگه...
بذا اونی پیدامون کنه که مجبور نباشیم حداقل واسه اون نقش دختر خوبو بازی کنیم...

من این عملیات سرچ کردن اسم عروس در فیسبوک رو تایید نمی کنم البته، ولی مثلا کسی که میگه من اهل حجابم بعد تو فیسبوکش عکس خودشو گذاشته تو عروسی خب ریگ به کفششه، نقش دختر خوبو خودش بر عهده گرفته:/

خدا بگم لعنتت کنه یا رحمتت کنه؟! خودت انتخاب کن.
رفتم چند روز پیش یکی از این شرکتای خفن دولتی برای مصاحبه، اصلا حواسم به فیسبوک و اینستاگرام نبود. برم ببندمشون. 
ببین چجوری ترس تو دلم انداختیا :|

حالا مگه چیکار میکنی اونجاها؟!

۱۴ اسفند ۱۰:۱۹ آقای الف
یه پست بنویسید چگونه در دنیای مجازی دختر خوبی باشیم

اگه میخواید جلو خواستگار قیف حجاب و اسلام بیاید تو اینستاتون عکس زلف و ماتیک و پر و پاچه تونو نذارید،همین:دی

۱۴ اسفند ۱۰:۲۳ خانومی ...
ما سعی میکنیم مودب باشیم :))

آفرین:دی

۱۴ اسفند ۱۰:۳۸ عرفـــــ ـــان
باشه بیشتر حواسمونو جمع میکنیم :)

مچکرم!

کاملا درست و منطقی :دی.

بلی!:دی

خب حالا که امیدم از اومدنشون به خواستگاریم نا امید شد، باید بگم بنده در هیچ کجای این عوالم بالا که نام بردم حضور نداشته و ندارم:|
فقط وبلاگم هست که دیگه محشر کبراست، خوندنش همان و فرار کردن تا دور دستها همان:)) 
آب خوردم اومدم توش نوشتم:/ 

+ مامان منم سرچ می کنه تازه وقتی کسی رو بهمون پیشنهاد می کنن:| اما عموما اونام عین ما در هیچ کجای دنیای مجازی فعالیت ندارن:/

اصلا از وبلاگت میشه تحقیقات میدانی کرد بس که جزییات روزانه توشه:)) حتما به خواستگارات آدرس بده، هم منبع موثقه و هم نحت کنترله:))

۱۴ اسفند ۱۳:۰۸ داداش مهدی
ما که ازون خونواده‌هاش نیستیم تو گوگل پیدامون کنن. همون روش سنتی پرسش از دوست و همسایه برقراره که اونم متاسفانه کم از گوگل نداره :|

دوست و همسایه یه تلورانسی دارن که پرسنده خودش واقفه، ولی به تلورانس فیس بوک و اینستا وارد نیست!:دی

عالی نوشتی ! عااالی ! 

:)

۱۴ اسفند ۱۳:۳۰ دختر حــَوا :)
من عاشق قلم توعم یعنی ^___^
پتروداکتیل :)))

نوعی دایناسوره:دی لطف داری:)

نوشته محتوا و قلم خوبی داشت، تا حدودی هم خیلی جاهاشو قبول دارم. ولی از اونجایی که اصولا فکر می‌کنم کم‌ارزش‌ترین مبحث ممکن، حرف و نظرات دیگران درباره‌ی آدمه، خیلی برام مهم نیست این‌که آدمای واقعی هم این شخصیت مجازی‌م رو ببینن. بهتر بگم، فکر می‌کنم اگر کسی میخواد باهات ارتباط داشته باشه، یا بپذیرت یا هرچی، باید حتی اگه وجهه‌ی متفاوتی هم توی اینترنت داری، اینم بپذیره، چون تو همینی‌ای که هستی! مشکل دیگرانه اگه فکر می‌کنن باید یه قالب خاص داشته باشی برای رفتارات. ( حالا خیلی یک جانبه و اغراق آمیز نوشتم به نظرم، قطعا منظورم این نبوده که آدم هر عمل زشتی رو انجام بده و بگه نظرات دیگران به درَک.)
ولی خب خودمم خیلی وقتا اکانت‌هایی داشتم که به خیلی از اطرافیانم معرفی‌شون نکردم و دلم نمیخواسته ببیننش. فکر می‌کنم به خاطر قضاوت شدن نبوده زیاد، شاید حوصله‌ی بحث درباره‌ش یا گیر دادن‌های بی‌اساس رو نداشتم.
جدا از تموم اینا بازم یه وقت‌هایی هممون یه شخصیتی از خودمون نشون میدیم توی بعضی لایه‌های اینترنتی که ابداً حاضر نیستیم کسی ازش با‌خبر بشه. چون شاید از خودمون نمی‌دونیم اون رفتارو. ولی همه‌ی اینا یه چیزن، این داستان که کسی نتونه وجهه‌ی اجتماعی فرد مورد علاقه‌ش رو قبول کنه توی اینترنت، یه چیز دیگه.

حرفاتون کاملا درسته:)

تنها نکته قابل ذکر اینکه، تحقیق های اینچنینی وقتی جواب میدن که طرف دو شخصیت متضاد داشته باشه، مثلا دم از اخلاق بزنه بعد تو فضای مجازی عکس بالا پیش بیاد:/

۱۴ اسفند ۱۳:۳۷ آدرینا عظیمی
طی 24 ساعت گذشته دومین باریه که تحت تاثیر قرار گرفتم از نوشته هات :دی

قبلی پاسخی بود که به یکی از کامنت ها داده بودی که عقاید خودمون رو تو چشم مردم فرو نکنیم و حالا این...

دوز داشتم ^_^

مرزی:/ :))

۱۴ اسفند ۱۵:۱۹ علی موسوی
دایی جون اینطوری که دیگه حال نمیده اصلا ملت میان یکم از حرفایی که جای دیگه نمیتونن بزنن بگن  و  دیوونه بازی  دربیارن  سبک بشن ... اگه بخوان همش محافظه کار باشن که دیگه چرا اصن اکانت بسازن ... موندگارترین سند این داب اسمش هاست:))

من به شخصه دیوونه بازیامو بلگا اسم مستعار میکنم چون بهرحال اگه ازدیده شدن خجالت میکشم اگه اینجا هم شناخته شم درواقع دارم میبینم!:دی

همون سه بند آخرو رعایت کنین شما!:دی

خیلی پست خوبی بود 

خیلی خیلی خوب... 

:)

غیر از این دو مورد ذکر شده منم هستم که کلا ارتباطی با فیس بوک نتونستم بگیرم هیچ وقت! :دی

ما فیلنرشکن نداریم بخوایم مرتبط شیم باهاش:))

خداروشکر خلاف سنگینم وبلاگ و اینستا بود:دی

ولی جدا باید رعایت کرد چون دقیقا آدم از کسایی ضربه میخوره که حتی فکرشم نمیکرده..

دقیقا!

برای بار دوم تکرار میکنم :دی عالی نوشتی !!

آیکن هندوانه ها در بغل دور شدن در افق:دی

۱۴ اسفند ۱۹:۳۴ هولدن کالفیلد
اصولا هر وقت از این متنها جایی نوشته بشه ، همه میان میگن "حرف مردم مهم نیست" که این خب یه چیز واضحه!
ولی اینجوری ها هم نیست که همیشه حرف مردم مهم نباشه، یه موقعهایی مهمترین حرف، حرف مردمه! مردم استادن، مردم صاحب کارن، مردم والدین کسی هستن که قراره باهاشون ازدواج کنید، مردم مرجع مهم تصمیم های شما میشن به وقتش!
بنابراین، احتیاط شرط عقله!

مرسی از این کامنت خفن که در این ساعت عزیز از نیمه شب که در مرز بین بیداری و مرگ دارم کامنتا رو پاسخ میدم حجت رو تموم کرد:دی

۱۴ اسفند ۲۲:۰۱ زهرا رضایی
من استرس گرفتم :/ 

استرس نگیر من سرچت کردم هم اسم زیاد داری کسی بهت نمیرسه:/

من کلا ادم محتاطی هسم و کاملا هم با متن موافقم. همه صفحه های اینترنتیم هم با اسم مستعار درست کردم :)
 ولی وقتی اسمم رو توی گوگل میزنم تعداد کثیری نتیجه ارائه می ده که همش تشابه اسمیه؛ جستجوکننده حسابی سرکار میره و بی نتیجه برمیگرده، منم دلم خنک میشه.
:)))))))))))))))

وای واااای...اسم من!! اسم من اصن تعداد نتایجش از تعداد نتایج سرچ جنگ جهانی بیشتره:))

عجب خاله ای دارییییی :دی 
یاد یکی از خواستگارام افتادم که شخص معرفشون اصرارررر داشت من قبل از نه گفتن برم اسم خونوادشونو تو گوگل سرچ کنم ببینم چه خفنهایی هستن :// 
منم گفتم تحقیقاتی که بخواد پایه اش گوگل باشه میخوام صد سال سیاه نباشه، والاع :دی

ولی کلا حرفت درسته، موافقم :) اینکه خودت باشی حقته ولی به هر حال باید تو مجازیتم انسان باشی!

گیرم خانواده تو بودخفن، از خفنی خانواده عروس را چه حاصل؟:/

بله دقیقا با جمله آخر موافقم:دی

لذت بردم :))

مرسی:)) حس می کنم بار چندمه لذت بردی از این پست:))

فقط پست 12 شبیمو بهش بدم بخونه حساب کار دستش میاد:|||
میره دیگه م بر نمیگرده!!!!! :|

شایدم دوازده شب بره تا صب برنگرده:))

چیز زیادی نیست. نهایتا یه پیپ 

خب بابا....مردم قلیونم میکشن:/

 عالی بود 
یک واقعیت محض

:)

۱۵ اسفند ۲۳:۰۹ خیال واژه
قبول دارم.حالا میزان این لکه های مجازی در هر فرد شدت و ضعف داره ولی نمیشه منکر وجودش شد.چه بسا یه چیزی الان اهمیت نداره ولی بعدا مهم میشه.
ولی چقدر آدما ترسناکن.جدی میگم.

آره آدم نمیتونه فکرشو بکنه واقعا. مثلا یه موردی که خوندم این بود که دختره رفته بود دیدن مسابقات المپیک یا جام جهانی،و عکسش تو تماشاچیا رسیده بوده به دست مدیران یه شرکت آرایشی معروف و اونا گفته ن صاحب این عکس رو به عنوان مدل میخوان چون خیلی فوتوژنیکه. بعد ملت رفته ن ته و توشو دراوردن دختره رو تو فیسبوکش در حال نقض قوانین حقوق حیوانات(!) پیدا کرده ن، و اون شرکت قرارداد رو نبسته منصرف شد چون دختره وجهه اجتماعی خوبی نداشت:|

حرف هات در مجموع درسته و چقدر خوب نوشتی جولیک:)
ولی متاسفانه من آدمی هستم که زیاد به قضاوت ها اهمیتی نمیدم.برخی دوستانم هم هستن که آدرس وبلاگم رو دارن و خب ادبیات دنیای مجازی به دلیل نبودن تصویر و میمیک چهره جهت انتقال معنا گاهی باعث میشه برخی قواعد دنیای واقعی رو اینجا منعطف تر بکنی.مثلا صبای دنیای واقعی اسم کوچک هیچ آقایی رو نمی گه و بعضا شاید با هیچ مردی هم حرف نزنه:|
علتش هم قضاوت مردم نیست کلا سیستم و طبیعتم یه جوری که فقط وقتی آقایون دور هستند اطمینان می کنم که نظرم رو مطرح بکنم.
خب حالا فرض کن کسانی که من رو می شناسن دیالوگ های من رو اینجا بخونن ببین چه تصوری شکل می گیره براشون:)))
همون طور که گفتی همه چیز در دنیای مجازی ثبت میشه.من هم با هویت مجازیم ثبت شدم!
خب من فکر می کنم بایستی  کسی رو انتخاب بکنید در ارتباط که بتونه هر دو وجه شما رو درک بکنه.
آدم مکاتبه ای مثل من که به نوشتن برای بیان حرف هاش نیاز داره و تعاملاتش با سایر آدم های دنیای واقعی محدود به چند جمله است،قطعا با چالش مواجه میشه،حتی اگر تفکراتش هیچ مشکل خاصی هم نداشته باشه:))
همانا کسانی که شبیه صبا هستند میانه را بگیرند که نه سیخ بسوزد و نه کباب:دی

من ترجیح میدم کسی که انتخاب می کنم اصلا به وجه مجازیم کار نداشته باشه:دی 

من از پیروان قانون «با هویت واقعی خودت در انظار عموم ظاهر نشو» هستم، که بتونم اینجا راحت باشم:دی وگرنه دو وجهم هیچ شباهتی به هم ندارن:دی

منو اگر سرچ کنن فقط یه جایی اسمم هست اونم یه مسابقه بود مقاله دادم از طرف دانشگاه. بازم توضیح بدم آدم علمجویی هستم یا نه؟
نمیشه یه کار کنی وقتی نظر میدیم، نخواد که عدد وارد کنیم؟ من واقعا با اون بخش مشکل دارم:/

راستش اگه بخوام کد عدد رو حذف کنم باید کامنتا رو تاییدی کنم که نمیخوام:|

اسم منو سرچ کنی از نتایج مربوط به جنگ جهانی بیشتر رکورد میاره:)) از بس هم اسم زیاد دارم:دی

واقعا جالب بود ... :)
تالا ب فیسبوکم از این نظر نگاه نکرده بودم :دی
ولی از هر نظر دیگم ، کلا دختر خوبیم :دی‌تر :)

منم دختر خوبی بودم:دی لکن...!

۰۸ تیر ۱۷:۳۶ . زیزیگلو
اومدم بگم من فیس بوک ندارم :دی
اسمش چی بود؟!

منم فیس بوک ندارم:دی

اسم چی چی بود؟

۰۸ تیر ۲۱:۴۲ . زیزیگلو
اسم همون فامیلتون دیگه! :دی

آهان!

افشا نمی سازیمB-)

چه پست پر و پیمونی! !!
هیچوقت اینجوری به ماجرا فکر نمیکردم:)))
ما که ازدواج کردیم رفت؛ شماها حواستون رو جمع کنین

:))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک