چرا از دانشگاهم خوشم نمیاد؟

دانشگاه شهید بهشتی به عنوان یکی از بزرگترین-و وسیع ترین، و درندشت ترین، و بالاشهر ترین!- دانشگاه های تهران، اولین دانشگاهی که رشته کامپیوتر رو ارائه کرد، اولین دانشگاهی که به سفارش محمدرضا شاه و با کپی برداری از دانشگاه نمی دونم کجای خارج(!) ساخته شد، و هزارتا چی چی ترین رتبه دیگه، ممکنه انتخاب قابل قبولی برای هر دانش آموز رشته ریاضی با رتبه بین هزار و سیصد تا دوهزار-و طبیعتا علاقمند به کامپیوتر!- به شمار بیاد. اما زوایای دیگری هم هست که کمتر بهشون نگاه می کنیم و روی غیر گل و بلبل قضیه رو به ما نشون میدن...!

چه زوایایی؟ عرض می کنم. 


1-دانشگاه شهید بهشتی یک دانشگاه بلاتکلیفه.

غیر از پردیس اصلی که در ولنجک تهران واقع شده، دو تا پردیس دیگه-اکباتان و شهید عباسپور-زیر مجموعه شهید بهشتی محسوب میشن. در سال 93، تصمیم بر این شد که بچه های عباسپور کلا با بچه های بهشتی ادغام بشن و تمام کلاسها در پردیس اصلی برگزار بشه. همونطور که میشد حدس زد، این تصمیم زیبا موجب هرج و مرج و بدبختی های زیادی شد. من جمله، شلوغ شدن کلاس ها، سطح علمی ضعیف بچه های عباسپور، نگاه منفی بچه های بهشتی به عباسپوری ها به عنوان کسایی که رتبه های کنکور به مراتب پایین تری نسبت به اونا دارن، نگاه منفی بچه های عباسپور به بهشتی ها به عنوان کسایی که فکر می کنن از آسمون افتادن پایین، تنش بین بچه های دو گروه و در نهایت اعتراضِ-بی نتیجه ی- هر دو گروه، نتیجه این ادغام بود. در سال 94، دانشگاه اعلام کرد کلیه ورودی های جدید برق به عباسپور منتقل میشن. در حالی که دانشگاه به اسم «دانشگاه شهید بهشتی» پذیرش دانشجو انجام داده بود و نه دانشگاه عباسپور! این مساله اعتراض سال اولی ها و والدینشون رو همراه داشت چون طبیعتا کسی که رتبه دانشگاه بهشتی رو آورده و انتخاب اولویت بالاترش دانشگاه بهشتیه نمیخواد بره دانشگاه پایین تر! سران دانشگاه به شکل عجیبی در نتیجه اعتراضات تصمیم گرفتن شهرستانی ها و کسانی که شرق تهران زندگی می کنند رو بفرستند عباسپور، و بقیه رو بریزن بهشتی:| اعتراض ها همچنان ادامه داره و طبیعی هم هست. نیست؟

دانشکده ای که عزیزان پردیس اصلی درش تحصیل می کنن، سردر خورده «دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر» اما در واقع دو دانشکده مجزاست، «دانشکده علوم و مهندسی کامپیوتر» و «دانشکده مهندسی برق»! که سال 93 از هم جدا شدن، اما صرفا به صورت اسمی. بنابراین این ساختمون یک دفتر ریاست داره اما دو رییس داره. هنوز معلوم نیست که چه زمانی ساختمون ها از هم جدا میشن، چون عملا ساختمونی وجود نداره که دانشکده جدیدی توش تاسیس بشه! راهکار چی بوده؟ انتقال بچه های برق به عباسپوری که سال قبل با بهشتی ادغام شده.:|


2-دانشگاه شهید بهشتی کم بضاعته.

منظور از بضاعت، بضاعت مالی نیست. گروه کامپیوتر دانشگاه، تنها 24 عضو هیات علمی داره که از این 24 تا، تنها یک نفر استاد تمامه، چهار نفر دانشیار و هفده نفر استادیار. دو نفر تنها دو ساله که جذب دانشگاه شده ن، یعنی سالی که ما وارد دانشگاه شدیم تعداد حتی کمتر بوده. البته به تازگی دارن از فارغ التحصیل های دکترا استاد جذب می کنن. بعضی از این اساتید جدید الورود، به حدی از مواجهه با دانشجویان استرس دارن که یا صداشون می لرزه، یا یه نقطه خاص ته کلاس در نظر میگیرن و خطاب به اون درس میدن:| از اونجا که تا حالا تجربه تدریس نداشتن، دیدی ندارن که چیزی که درس میدن قراره به چه دردی بخوره. استاد ساختمان داده تقریبا هیچ درکی از اینکه این درس پیش نیاز الگوریتم هاست نداشت و رسما تو یه خط دیگه تدریس می کرد. تازه ایشون سابقه تدریس داشتن و از اساتید هیات علمی عباسپور بودن!

مساله کمبود استاد رو در نظر بگیرید در حالی که دانشگاه با پردیس عباسپور ادغام شده. میتونم به جرات بگم در هیچ ترمی، به اندازه ورودی ها کلاس ارائه نشده. فرض دانشکده بر اینه که سی تا ورودی گرفته و برای همون سی نفر یک کلاس ارائه میده، در حالی که تعداد ما دوبرابر شده. در نتیجه با افزایش ظرفیت همون یک عدد کلاس، موفق میشن یه سه واحدی تخصصی رو با 70 نفر دانشجو ارائه کنن. طبیعتا استاد برای این هفتاد نفر نه وقت میذاره برگه صحیح کنه، نه سر کلاس به قدر کافی مشارکت صورت میگیره از جانب این هفتاد بداقبال. بخشی از بار تمرین ها و برگه صحیح کردن ها و سوال طرح کردن ها(!) میفته به گردن TA هایی که لزوما سطح علمی کافی ندارن. روند TA شدن هم جالبه. به علت کمبود داوطلب، شما بری بگی من میخوام TA درسی بشم که هنوز امتحانش رو ندادم، احتمال داره پذیرفته بشی!:|

سطح علمی هم تقریبا به هیچ کجای دانشکده نیست. تا سال قبل از ورودی ما، «کارگاه مبانی کامپیوتر» یه جور «شیوه ارائه مطلب» بود که خود بچه های سال اولی که درس رو برمیداشتن، میومدن در مورد یه سری موضوع تحقیق می کردن و ارائه می دادنش. تازه از سال ما این کارگاه-با همه کاستی هاش-کارگاه شد و توش لینوکس و لی تک تدریس شد.


3-دانشگاه شهید بهشتی صنعتی نیست.

با وجودی که مادر بودن دانشگاه و وجود رشته هایی مثل حقوق، روان شناسی، ادبیات، تربیت بدنی و غیره باعث میشه تعاملتون با طیف وسیع تری از آدم ها صورت بگیره و هم مهندس ببینید، هم دکتر، هم وکیل، هم شاعر، هم ورزشکار، هم خانوم خونه(!)، و خب ممکنه حتی تعاملاتی هم داشته باشید، بخش اعظم دانشگاه رو دانشکده های غیرمهندسی تشکیل داده ن. اگه پردیس عباسپور رو دانشگاه عباسپور فرض کنیم و رشته هایی که عباسپور ارائه میده(عمران و مکانیک و...) خط بزنیم، تنها دانشکده های مهندسی شهید بهشتی، برق و کامپیوتر هست و معماری. در نتیجه شما با رشته هایی که احتمالا باهاتون همپوشانی دارن یا میتونین باهاشون همکاری داشته باشین، مثل صنایع یا مکانیک، برخورد نمی کنین.

متاسفانه اکثر درس های رشته کامپیوتر پروژه دارن، اما دانشگاه این درس ها رو به عنوان درس پروژه دار ثبت نمی کنه.(کاری که برای بچه های معماری انجام میشه) بنابراین اگر بازه امتحانات فرضا از یکم تا سی ام خرداد باشه، شما دقیقا از یکم تا سی ام خرداد وقت دارید پروژه هاتون رو همزمان با امتحانات پیش ببرید و برخلاف اونچه در مورد درس های پروژه دار مهندسی شایع-و لازم!- هست، وقتی برای زدن پروژه بهتون داده نمیشه. استدلال دانشگاه اینه که «اگه دانشکده ادبیات فردای پایان امتحانات نمره رو رد می کنه، دانشکده مهندسی هم باید بتونه این کار رو بکنه!» و باید بهتون بگم دانشکده مهندسی که شما توش تحصیل می کنید هم، هیچ تلاشی نمی کنه این ذهنیت رو تغییر بده. بنابراین شما مثل دانشگاه های صنعتی فرصت اضافه ای برای زدن پروژه هاتون نخواهید داشت و در نتیجه فشاری که در تایم امتحانا روتون هست، بسته به تعداد پروژه هایی که باید تا آخر امتحانات تغییر بدید، دو الی پنج برابر(!) خواهد بود.

مصیبت عظمای آخر، وجود دانشکده الهیاته. شما درس های عمومیتون رو با اساتید دانشکده الهیات خواهید گذروند، اساتیدی که معتقدن «چون دانشجوی دکترای من مقاله میده شما هم باید مقاله بدید» و کاملا محتمله اگه مثلا با آقای عبدل آبادی کلاس بردارید، امتحان پایان ترم مقاله ای در باب «اخلاقیات چیست و چرا باید اخلاقی بود» باشه، یا حتی در طول ترم ازتون بخوان در باب «چیستی و چرایی وجود ادیان مختلف در گذر تاریخ» مقاله ارائه بدید! اساتیدی که متوجه نمیشن درسشون عمومیه و طوری رفتار می کنن انگار دارن درس تخصصی دانشجوهای لیسانس الهیات رو ارائه میدن، مصیبتی که لااقل در دانشگاه های صنعتی دیده نمیشه.


4-غر های اضافه

دانشگاه شهید بهشتی در ولنجک تهران واقع شده. روی نقشه اگه نگاه کنید، تنها مسیر دسترسی بهش از طریق بلوار دانشجوعه، که یا از کوچه پس کوچه وصل میشه به یادگار امام، یا از خیابون یمن وصل میشه به چمران. راه های دسترسی به دانشگاه محدود و بدبخت کننده ست، و تنها صورتی که میتونید خودتون رو بدون بدبختی به دانشگاه برسونید اینه که همونجاها زندگی کنید. تا نزدیک ترین ایستگاه مترو(تجریش) اگه برخلاف پیک ترافیک حرکت کنید نیم ساعت راهه. تا نزدیک ترین ایستگاه بی آر تی(نمایشگاه) باید از کوچه های پیچ در پیچ خلوت بگذرید که اصلا شب ها توصیه نمیشه، یا با اتوبوس های دانشگاه که هر بیست دقیقه یکیشون میاد برید ایستگاه بعدیش(تابناک)، یا ماشین گذری سوار شید، چون تاکسی های دانشگاه فقط «ولنجک-دانشگاه» کار می کنن، خط برعکس رو نمیان. تازه در روز های برفی احتمالش هست که حتی تا دانشگاه هم نبرنتون، چون شیب زیاده و زمین لیز!:|

دانشگاه شهید بهشتی وسیعه، و شیب زیادی داره(که در روزهای برفی تاکسی و اتوبوس هم حاضر نمیشن بپیماینش!) و شما بابت هر کاری که داشته باشید باید کل این دانشگاه رو پیاده برید. با اینکه توی دانشگاه ایستگاه اتوبوس تعبیه شده، اتوبوسی در کار نیست و ته تهش میتونید به همون اتوبوس های بیست دقیقه یک بارِ توی بلوار دانشجو متوسل شید. جاهایی که هر دانشجویی احتمالا باهاشون کار داره از این قرارن: آموزش کل، شمالی ترین قسمت دانشگاه-ایستگاه چهارم اتوبوس های بلوار- سلف، وسط دانشگاه-ایستگاه دوم اتوبوس های بلوار- و حراست کل، پایین در اول-که یعنی پایین تر از ایستگاه اول اتوبوس های بلوار-!

دانشگاه از هیچ تلاشی فروگزار نخواهد کرد تا اثبات کنه شما یک مشت آدمِ به درد نخورِ انگلِ جامعه هستید که وقت کارمندان اداری رو با قبول شدن در این دانشگاه گرفتید. نمیدونم بقیه دانشگاه ها در این مورد چه طور هستن، اما اینجا از آبدارچی تا حراست، از مدیر تا کارمند از شما طلبکار خواهند بود و به دیده حقارت نگاهتون خواهند کرد. رییس دانشگاه، مسئول آموزش دانشکده کامپیوتر، گروه کامپیوتر در آموزش کل، تحصیلات تکمیلی دانشکده پزشکی و تمام حراست ها از دسته افرادی هستند که شخصا چک کردیم.

تقریبا هیچ کدوم از قوانینی که دانشجوهای بقیه دانشگاه ها شما رو بهشون امیدوار می کنن اینجا رعایت نمیشه. و کلیه قوانینی که رعایت میشه هم رو هوان. اگه درس پایه و ساده ای مثل ریاضی 1 رو بیفتید، عمرا با ریاضی 2 هم نیاز نمی شه. اگه ریاضی 1 رو با نمره 20 هم پاس کنید، این نمره جای نمره قبلی رو نمیگیره. شما مجازید و این دسترسی رو دارید از پردیس عباسپور درس بردارید، ولی مجاز نیستید پاسش کنید چون مجوز کتبی میخواسته(!) و اینو تا وقتی سر کلاس نرید، یا حتی تا نزدیک امتحان بهتون نمیگن. هزینه حذف رو هم باید بدید، فکر نکنید چون درسی که برداشتید رو مجاز نبودید و دانشگاه هم اینو می دونسته، حذفش هزینه نداره. استدلال دانشگاه برای تبعیت نکردن از قوانینی مثل حذف نمره درس افتاده اینه که «ما هیات امنایی هستیم» و کسی هنوز نمیدونه این به اون چه دخلی داره!


همین.

۹ لایک
۲۵ بهمن ۱۰:۱۲ ♫ شباهنگ
مسئول خوابگاهشونم خیلی سه نقطه است!!!!
به خاطر گرفتن یه کارت میخواد منو بکشونه اونجا
میگه حتماً خودت باید بیای کارتتو بگیری


خر

با مسئول خوابگاه برخوردی نداشتم متاسفانه:دی

ولی فکر کنم طبیعیه که حتما خودت باید کارتتو بگیری:| نیست؟:|

۲۵ بهمن ۱۰:۱۳ پری بانو
برو بابا
ما اندر خم کنکور پوسیدیم
تو از شهید بهشتی ایراد میگیری؟
اسید دم دستت نیست ؟ :|
من یکم بخورم :|

اتفاقا اینو خطاب به شماها نوشتم که پس فردا رتبه تون اومد سرخوش پانشید بیاید بهشتی!

۲۵ بهمن ۱۰:۱۸ ♫ شباهنگ
ولی سرویس بهداشتی مسجدتون لایک داره :دی

سرویس بهداشتی دانشکده خودمونم لایک داره حتی:|

چقدر مشکل داره :| 
چرا یه دانشگاه صنعتی نرفتید؟ من نمیشناسم ولی مثلا دانشگاه علم و صنعت هم بود...

من فقط نرم افزار میخواستم و آی تی، تو هیچ کدوم از دانشگاه های صنعتی قبول نشدم:دی البته بهشتی رو هفتم زده بودم(بعد از آی تی و نرم شریف و تهران و امیرکبیر) چون بهم گفتن رتبه علمی بالاتری داره:|

سخت افزار علم و صنعت قبول می شدم ولی نزدم:دی چون از برق و الکترونیک و مدار و این جور چیزا بدم میاد!

این رو می تونی مقاله ش کنی. :D

میخوام بدم نشریه مون چاپ کنن:))

ینی من برا ارشد نرم شهید بهشتی؟! :دی

بستگی به رشته ت داره واقعا، من مشکلات رو از دید دانشجوی کامپیوتر دیدم. به بچه های مدیریت و ادبیات و غیرمهندسیا خیلی هم مثکه خوش میگذره:| لااقل به اون سه چهار نفری که من میشناسم خوش میگذره!

کل دانشگاه های ایران توی هیئت علمی گروه کامپیوتر کمبود نفر دارند و رسما و قطعا دارند می لنگن 
+ مصیبت آخر به معنای کلمه مصیبت بود 
ولی در کل بی ریلکس :)

حالا بخوام خیلی دست بالا مقایسه کنم، دانشگاه شریف چهار استاد تمام، پونزده استادیار و دوازده دانشیار داره. هفت نفر بیشتر از ما، سه استاد تمام بیشتر از ما، و به شکل غم انگیزی با پردیسی هم ادغام نشده که تعداد دانشجوهاش دوبرابر شده باشه:|

مساله اینه که بهشتی با وجود این کمبود ها ادعاشم میشه:| اگه ادعاش نشه که من حرفی ندارم، علم و صنعتم نوزده تا هیات علمی بیشتر نداره:دی

۲۵ بهمن ۱۱:۱۳ اشی مشی
باورم نمیشه این همه رو خوندم! :دی


همه دانشگاها وضعشون همینه..

کیپ کالم و بی خیالی طی کن!چه میشه کرد:|

همه دانشگاه ها در کدام موارد وضعشون همینه؟:دی

۲۵ بهمن ۱۱:۲۵ ♫ شباهنگ
نه خب طبیعی نیست
پولو که پرداخت کردم
امضا و مهر و هر چی لازم بوده رو هم انجام دادم و
الان فقط مرحله تحویل کارت مونده
فقط تحویل
بی هیچ عملیاتی!!!
که میتونن بدن به دوستام

من دانشجوی اون دانشگاه نیستم
فقط خوابگاهم بهشتیه

+ خب اگه برم یه روز از عمرم تلف میشه به واقع

کارت ملی هم که میخوای بگیری پول و مدارک و همه چی رو میدی ولی تهش باید شخصا تحویل بگیریش، نمیدن به دوستات:دی

مسوولیت داره براشون، کارت چی هست اصن حالا من دارم تز میدم؟!:-"

منم زیاد شنیده بودم راجع به مشکلاتش!! که البته فقط از زبون بچه های مهندسیش!! یه حقوقی میشناختم از شهید بهشتی کلی راضی بود و می گفت رشته های انسانیش قوی تره .
برعکس دانشکده ما که خدا رو شکر فنی مهندسیش نظم به قدری درش حاکم بود که میرفتیم دانشکده علوم و انسانی اصن حس میکردیم اساتید و مسئولینش کلا در تعطیلات به سر میبرن :دی

به نظرم باید کلا دانشگاه انسانی می بود:|

۲۵ بهمن ۱۱:۵۲ yalda shirazi
من میخام تشکر کنم ازت ، چون فهمیدم این مشکلات فقط مال دانشگاه های ما نیست و دانشگاه ی مثل شهید بهشتی هم از این نوع مشکلات داره. و دیگه کمتر حرص بخورم!!!
ای کاش واقعا این دانشگاه هایی که این همه ادعاشون میشه، حداقل از نظر سطح علمی و برخورد مسئولینشون خوب بودن.. حداقل!

کدوم دانشگاهی؟:دی

پس بشتی تنها راهتون بوده:دی
یکی رو میشناسم اونجا حقوق میخونه بیشتر این مشکلات واسش نیست ، فکر کنم فقط واسه رشته های ریاضی اینطوریه ... 

نه، الزهرا هم می تونستم برم، شبانه هم میتونستم یه جاهایی برم. ولی کلا شاخ بازی در آوردم گفتم یا روزانه همین رشته در تهران می خونم، یا هعچ:دی

۲۵ بهمن ۱۲:۰۷ کودک فهیم
من راستش مشکلی که در مورد استادای عمومی گفتی رو ندیدم تا حالا. شده بگن واسه نمره اضافه ارائه کلاسی داشته باشین، ولی اجبار نبوده که مثلا تحقیق انجام بدین یا فضایی سخت بگیرن و ...
ادغام کردن عباسپور رو تا قبل ترم هفت و هشت میشه باهاش مصالحه کرد. حماقت و بی فکری پشت این حرکت رو وقتی فهمیدم که چند تا از دانشجوهای بیچاره بهشون آز نرسیده بود و فقط باید اونو ورمیداشتن تا فارغ التحصیل بشن. برخورد مدیر گروه چی بود؟ داد و بیداد و بیرون کردن معترضین در کمال بی ادبی.
مسئولای بهشتی معمولا بی عرضه تر و در عین حال بیشعور تر از دانشگاهای دیگن. انگار حقشون این سمت پایین نبوده و مقصر دانشجوهان! تهران و علم و صنعت رو دیدم من. 
این قانون آخری رو مطمئنی رعایت نمیکنن؟ من دو بار تا الان با تکیه به این قانون از استاد خواستم منو بندازه تا با یازده دوازده پاس نشم. اینطوری باشه... :((

من تا حالا با هرکی عمومی برداشتم اینطوری بوده:| شـــایان راد، عبـــدل آبادی، این یارو ترم قبل که فقط یادمه ترک بود و اسمشم آخر یاد نگرفتم، این ترمم که ســـلمان ماهـــینی واسه دانش خانواده تکلیف میده:| (؟!) اندیشه یک استادش میان ترم میخواست، دفاع مقدس هم تحقیق میخواست هم ارائه! بقیه رو تست نکردم هنوز:دی

دقیقا این ترم به منم آز نرسید(در واقع گفتم برام گروه باز کردن، بعد چون گروه های دیگه رو افزایش ظرفیت داد کم خرد، حذف شد!) و مدیر گروه گفت به من هعچ ربطی نداره:| شیش واحد عمومی که به زحمت باز کرده بودم رو حذف کردم تا یه آز دیگه بردارم که با اونا تداخل داشت و تازه اونم یه نفر مرامی حذف کرده بود:| ما از همون ترم سه مشکل داریم، سر هر انتخاب واحد به نصفمون هیچی نمیرسه!

آره از خانم اصـــفهانی پرسیدم گفت رعایت نمیشه...نمره ریاضی یک من مثلا مونده تو کارنامه دیگه! حالیانکه برادرم با همین وضع که تو میگی دیفرانسیل رو دوباره گرفت نمره ش تو کارنامه تغییر کرد معدل ترم قبلش هم اومد بالا( چطور ممکنه آخه؟:|).

۲۵ بهمن ۱۲:۴۹ اشی مشی
ای زرنگ..میخای ببینی واقعا خوندم یا نه؟امتحان میگیری؟ :)


این ادغام شدن بچه های پردیس رو بسی درک کردم چون همین اتفاق تو یونی ما هم افتاد و الان خیلی وضع آشفته ایه.
استادای عمومی هم پدرمونو درآوردن هی همش فاز برشون داشته که خیلی درس مهم و به درد بخوری دارن ارائه میدن بهمون:|

برخوردای مسئولین هم که بماند:/


خوب ج دادم ؟ :دی

نه امتحان چیه:)) خواستم با جزییات بدونم چیا برا شما هم رخ میده!


بله بیست شدی:))

وضع شمام خرابه ها .

ما هم توی کل دانشگاه قانونی هست که می گه اگه درسی رو دو بار بیفتی بار سوم هم نیاز می کنن . بخش ما می گه n با بیفتی هم هم نیاز نمی کنیم و برو بمیر . افتادن و نیفتادن هم شانسیه . یه بدبختی استادای ناجور بخش پشت سر هم خوردن بهش . خیلی از بچه ها چون چهاربار مقاومت خونده بودن بازم هم نیاز نکردن با سازه  انصراف دادن .

بدتر اینه که دعوای بین هم استادا هم سر ما خالی می شه . با هم لج کنن دهن ما سرویسه. امروز له شدم . مچکرم برای این تریبون که تونستم غر بزنم :)))

دویست تومن میشه...تریبون رو میگم!

:))

۲۵ بهمن ۱۴:۰۳ کودک فهیم
اینو یادم رفت بگم. همه مشکلاتی که داره شهید بهشتی رو قبول دارم، ولی انصافا سطح علمی دانشجوهای دانشکده خوبه. من دوستام تو شریف، تهران، امیرکبیر و علم و صنعت هستن و معمولا از پروژه ها و درساشون خبر دارم. سختگیری اینجا بیشتره و درسا هم سطحشون خوبه. 
سخت افزار رو میدونم الان جز چهارتا دانشگاه اولیم. نرم افزارو تو باید بگی.

از نظر من اصلا مهم نیست تو چند تای اولیم-وقتی ملاک تعداد مقاله و خرکاری های این دستی باشه، که استاد ما بگه این ترم فقط یه سه واحدی ارایه میدم چون بار علمیم اومده پایین باید مقاله بدم-!!- اون ملاک رو بذار در کوزه آبشو بخور خب:| یا مثلا تیم acmرو نگاه کنی سه نفرن که ده ساله فارغ التحصیل نمیشن فقط هی میرن مقام ای سی ام کسب می کنن:| اینکه سه تا ای سی ام کار تو دانشگاهن و هرسال بهشتی مقام میاره ملاک نیست که بهشتی رتبه ای داره تو دانشگاه ها! هروقت تونستن این خفنیتو منتقل کنن به نسل بعد من قبول می کنم پخی بوده این دانشگاه در زمینه علمی- چیزی که ما از بچه های تهران و شریف دیدیم هم آرامش روانی بیشتری برا پروژه هاشون دارن و هم سطح دروسشون بالاتره!:|

عههه یادم باشه درخواست شهید بهشتی رو قبول نکنم:دی
همون میرم دانشگاه ایران:دی

خواستنت؟!:))

من سر فصل  معایب رو خوندم (((((((((((:  .
موندم چطوری امثال اول شده !

امسال اول شده یا امثال این اول شده ن؟

کجا اول شده؟ما اول شیم اول چی بشه؟:|

این قضیه جایگزین کردن نمره های بالای 14 تو آیین نامه وزارت علوم اومده. مگه میتونن بگن نمیکنیم؟!!!

نکردن دیگه. برادرم نمره ش عوض شد و معدل کلش تو سیستم تغییر کرد و به چشم دید، ولی من هنوز اون هشت منحوس تو کارنامه م هست با اینکه ترم بعدش با 18.75 پاس کردم درسو:|

به نظر من بزرگترین مشکل ما همون عباسپوریان! قبل از اومدنشون کلاسا خلوت و فوقش سی نفره بود. الان پایگاه داده دارم. من با التماس روز حذف و اضافه هفتاد و یکمین نفر بودم که برداشتم اونم رامک جان کلی منت سرم گذاشت و باهام بد حرف زد!!

+حالم از عباسپوریا بهم میخوره! مخصوصا چون همه شون با کفش میرن رو موکت نمازخونه! بچه های خودمون هم ازشون یادگرفتن بعضیا با کفش میان رو موکت نمازخونه! رسما نمازخونه به گند کشیده شده... اصلا نمیدونم دیگه نماز خوندن اونجا درسته یا نه ؟!!
اکثرا هم ترم نه به بالا هستن و ورودی 90 ! شدیدا هم خاله زنک و وراج! هر جا سرکلاسا نزدیک اونا میشینم صدای وراجی ها و خنده هاشون پس زمینه ی صدای استاده.
بچه های خودمون خدایی خیلی باشعورن!!

موکت رو که خب با یه تذکر میشه حل کرد:|

پایگاه داده اختیاری برداشتی؟:-w

۲۵ بهمن ۲۰:۱۱ آقای سین
کلا از همه دانشگاه ها متنفرم دیگه :)

من هنوز همه شونو تست نکردم:دی

به نظرت واقعا میشه با تذکر بهشون حرف حالی کرد؟؟
من یه بار با دوستم تو نمازخونه بودیم یکی شون نزدیک ما نشسته بود منم یه جوری که اون بشنوه به دوستم راجع به این قضیه گفتم و اونم شنید. دو دقیقه بعدش پا شد کفشش رو روی موکت پوشید و رفت!

+اختیاری برداشتم ... خیلی درس خوبیه به نظرم! حقیقی هم خوبه :)
امروز شنیدم که ما حق نداریم بیشتر از یه دونه درس نرم افزاری اختیاری برداریم!! :( این درسته آیا؟؟ من دو ترم پیش کامپایلر برداشته بودم... پایگاه داده دومین نرم افزاری ایه که برمیدارم و قصد داشتم بقیه اختیاریام رو هم تا جایی که میشه نرم افزاری بردارم :((( حالا چه کنم :'( ...

اونکه میشه به در گفتن که دیوار بشنوه...من باشم مستقیما میگم! یا حتی میشه به دفتربسیج گفت یه چیزی بزنه به دیوار که رو موکت کفش نپوشید.

+تا جایی که یادمه میگفتن میتونین پنج تا اختیاریتونو کلا از اون یکی گرایش بردارید هر چی اونا خوندن شمام بخونید...
+ما هم از شما که درسمونو اختیاری گرفتین بی اینکه پیش نیازشو پاس کرده باشین شاکی ایم:| این همه اختیاری بی پیش نیاز ریخته عدل باید درس دو ترم در میونی ما رو پر کنین؟:| تازه کلاسمونم شلوغ شده! 
گفتم یعنی بدونی دو سر داره جریان:دی

۲۵ بهمن ۲۳:۲۰ gandom baanoo

همه دانشگاه ها همینن ... 

حالا یکم بهتر و بدتر.... 

کلا با این فرض پیش برو که قراره پدرت در بیاد!!! 

و تهش هم هیچی یاد نگیری !!!! 

فقط یه مدرک دستت بیاد! 

:))

دختر عمه م امسال رفت دانشگاه تمااام وقتشو داره خوش میگذرونه پدرصلواتی:)) هرروز یه جاست:)) بعد ما چسبیدیم به کتاب!:))

تو رده بندی از لحاظ آموزش ... یه هم چین چیزی .
فک کنم اگه اشتباه نگم ( تاکید می کنم مطمئن نیستم ((((: ) سال های پیش دوم بوده ؛ امسال اول شد .



چرته بابا:|

اون سال که با عباسپور هم اغام کردن گفتن رتبه جهانیمون فلانقدر اومد بالا:| عباسپوریا به واقع-نسرین:دی- ما رو سرویس کردن انقد گفتن اینو:| انگار مثلا شخصا خود دانشجوها دخیل بودن در این ارتقای رتبه:|

اصلا نمی دونستم بهشتی این همه مشکل داره. البته خودم شاهد سخت بودن راهش بودم واقعا هی می گفتم بیچاره دانشجوهای اینجا.
من سالی که ارشد قبول شدم رشته منو بهشتی نداشت. سال بعدش آورد خیلی افسوس خوردم کاش می دونستم و صبر می کردم ولی اینطور که معلومه خوب شد صبر نکردم!!
مدتی که دانشگاه بوعلی بودم مشکلاتی وجود داشت ولی به این اندازه حاد نبودن. الان که دارم میرم دنبال کارای فارغ التحصیلی با خودم میگم در کل دانشگاه خوبی بود.

توجه کنید که من اینو واسه رشته مهندسی نوشتم و حتی معماری ها از صنعتی نبودن دانشگاه اینقدر لطمه نمیخورن که ما! وگرنه شاید به بقیه خیلی هم خوش میگذره:دی


این قانون تغییر نمره واسه ورودی های یک سالی ب بعد بوده و هست 
فکر کنم 92 ب بعد 
در کل قانون اینه این افراد اگه پاس نشن درسی رو 
وقتی دوباره بخوان برش دارن باید اگه روزانه باشن پول واحدای اون درس بدن 
و بعد پاس شدن اون درس نمره قبلشون حذف میشه(حالا یادم نیس شرطی داشت ک مثلا اگه دفعه دوم نمرتون از این مقدار بیشتر بود حذف میشه یا کلان در صورتی پاس شدن نمره قبل حذف میشه 

البته اینو یادمه دستورش خوندم توی برد دانشکدهمون 
واسه خیلی وقته پیشه مطمئن نیستم دقیق درست گفته باشم

کلا وقتی درسی رو حذف میکنی باید خسارتشو بدی، درسی که دوباره میخوای برداری هم باید خسارتشو بدی. اینو که میدونم.

لکن اون قانون حذف نمره خیلی وقته که هست. شما درسی که افتادیو با نمره بالای چهارده پاس کنی نمره افتاده ت باید حذف شه از جمع کل. دانشگاه ما حذف نمیکنه. از آموزش پرسیدیم گفته ن ما چون هیات امنایی هستیم این قانونو رعایت نمی کنیم. من اون موقع که افتادم تهو توی قانونشو دراوردم؛ جاییش ننوشته بود هیات امنایی بودین هرکار خواستین بکنین:|

+یک درصد احتمال بدیم آموزش کرم ریخته و الکی گفته. هوم؟ هر چند از تنها کارمند آدم آموزش پرسیدم!

۲۶ بهمن ۰۷:۰۴ ♫ شباهنگ
کارت هم نیست به واقع!!!
یه برگه که روش نوشتن آقا این میتونه این ترم تو اون خوابگاه بمونه

حالا بیا بگیرش خب دیگه:| مقاومت کنی یارو کوتاه نمیاد هاع!

آره. چون بچه های تاریخ از بهشتی راضین. ولی خوب برخورد بد مسوئلین و راه ناهموار و سخت که دیگه برای همه یکسانه.

اهوم:دی

رشته ام فرق داره ولی مهندسی شهید بهشتی و چند جای دیگه رو کاملا می شناسم. دو غر اولت کاملا به جا هستن. غر سومت کم و بیش به جاست. خیلی دانشگاه های تاپ دیگه هستن که این حالت رو دارن، از طرفی به شما هم یادمه وقت میدادن واسه پروژه خیلی از دوستای کامپیوتری من توی دانشکدتون تا وسط تیر می موندن خوابگاه و پروژه تکمیل می کردن نمرشون رو هم می گرفتن. حالا شانس تو شاید از سال شما فرق کرده!

غرت در مورد دانشکده الاهیات هم که مسخره است واقعا، همه جا همینه! ما که پزشکی بودیم ترم اول یه تحقیق در حد پایان نامه همراه با کلی مرجع شناسی و جلسه انجام دادیم بعد 20 مین هم دفاع داشتیم! واسه ادبیات!! 2 ماه قشنگ گیر بودیم! ربطی به زور دانشگاه هم نداشت، پزشکی شیراز عملا نصف شیرازه ولی باز ادبیات و الهایات جای خودشونو دارن.

جای دانشگاه هم که خوبه دیگه! بد سلقیه ای!

ما تا جایی که آمار گرفتیم سالهاست که همینطوره دانشگاه.:| وقت نمیده واسه پروژه!

خب شاید شمام دانشکده الهیات دارین:| لااقل دانشگاه صنعتی طرف میدونه با مهندس طرفه نه با وکیل و روان شناس و ادیب، واسه مهندسم درسای معارف فقط هستن چون وزارت علوم گفته! نه در دبیرستان فلسفه داشته نه اصلا علوم انسانی به بند کفششه!:|

جای دانشگاه هم بده. حرف نباشه. یه بار از خوابگاه قل خوردی پایین از مناظر لذت بردی، هرروز سربالای نپیمودی، دیرت نشده نتونی بدویی، تو روز برفی نموندی تو راه، لذا بده حرفم نباشه:| ایش حتی!

سلام.انقلاب رو با قا.سمی بردار کلا رو هواست کلاسش. براما که اینطور بود خیلی شیک یک هفته تعطیل کرد. دوهفته زودتر کلاسوتموم کرد.یک هفته دیرتر اومد!وبدین سان فاتحه مع الصلوات!!! یکی از بچه ها کلا یک جلسه اومد هیچی بهش نگفت!گفت کنفرانس یک نفرم کنفرانس نداد یه جزوه آبکی یه امتحان الکی؟مدیر گروه هم هست انگار.رو .حانی هستش ولی سهل گیر.کتاب هم نداشت جزوه بود.

دیگه الان همه گروه های معارف جز قرایت و تفسیر رو پاس کرده م:دی

ولی آره شنیده م قاسمی راه میاد!

۲۴ تیر ۱۸:۴۰ اسپریچو ツ
از این پست نتیجه گرفتم یسری مشکلات بین دانشگاه ها شایعه
شهید بهشتی و ازاد و پیام نور هم نداره
:|

کدوم سری؟

۲۵ تیر ۱۵:۵۸ شیمیست خط خطی
به عنوان کسی که در یک دانشگاه صنعتی درس خونده باید بگم در مورد مقایسه ات با دانشگاه های صنعتی کاملا حق داری! هرچند سختگیری و استرس بیخود دادنشون، شش سال ما رو خفه کرد!
اما اون پاراگراف یکی مونده به آخر در مورد دانشگاه ما (صنعتی اصفهان) کاااااملا صدق میکرد!!! ضمنا ماهم شیب داشتیم و خارج از شهر و پشت کوه هم بودیم :|

البته خوش وقتم اعلام کنم که در مقطع فعلی وارد دانشگاهی شدم که هیییچ کدوم از این مصایب رو نداره (چشمش نزنم) و طی این یک سال کاملا رضایتمند هستم :)) هرچند این شیب لعنتی رو اینجا هم داره، اصلا پیشونی نوشتمونه انگار!

صنعتی اصفهان که خواهر شریفه خیلی خوبه:/ نی؟

دانشگاه فعلیت رو بگو مستفیض بریم:دی

۲۶ تیر ۱۶:۰۵ شیمیست خط خطی
خوب بود همیشه هم گفتم از انتخابش هیچ وقت پشمون نشدم، ولی جوش تا یه حدی قابل تحمله (واسه من دوتا مقطع درسی کافی بود دیگه، البته خیلی ها همون یه مقطع هم به زور تحملش کردن) ضمن اینکه امکانات پژوهشی علوم پایه اصلا در حد مهندسی نبود! هرچند بازم نسبت به خیلی دانشگاه های دیگه عالی محسوب میشد!!! به هر حال برای دکتری ارزش نداشت به نظرم.

دانشگاه فعلی هم همون شهره یه مقدار اینورتر ;)

گرفتم:دی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
به مرور
خوش باوری هایی که بر باد می روند
خبردونی
1134-اسنپ
چی میشه گفت؟
شاهزاده خانومی که نمیخندید 436
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
تگ ها
بایگانی
مهر ۱۳۹۶ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۶ ( ۱۰ )
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک