خدا مردیم از خوشی!*

ما خوشبختیم که میتونیم بریم سفر...

ما خوشبختیم که می تونیم بی هوا و بدون برنامه ریزی قبلی دست کنیم تو جیبمون واسه خرج کردن...

ما خوشبختیم که تو یخچالمون غذا از دیشب مونده...

ما خوشبختیم که وسایلمون تو کمدامون جا نمیشه...

ما خوشبختیم که میتونیم با اتوبوس و نه پیاده برسیم به دانشگاه...

ما خوشبختیم که از دکترمون هزارجور دارو گرفتیم...


ما خوشبختیم چون بعضیا نمیتونن برن سفر، بعضیا نمیتونن بی حساب قبلی خرج کنن، بعضیا بعضی وقتا غذا ندارن، بعضیت لنگ همون وسایلی ان که ما تو کمد تلنبار می کنیم، بعضیا اتوبوس هم به جیبشون فشار میاره، بعضیا پولشون به خریدن داروهایی که باید، نمیرسه...


+یه سری وسایل بیمارستانی مامان رو دادیم بیرون. ایشالا به دست هر کی میرسه...عاقبتش شیرین تر از ما باشه:)

*عنوان برگرفته از آه هایی که دبیر شیمی پیش دانشگاهیمون آقای نفیسی می کشید.

۹ لایک
۱۲ بهمن ۲۱:۳۴ خانومی ...
پیش :/
ما خوشبختیم، خدا رو شکر 

ممنون، تصحیح شد:)

ان شاالله همه جا فقر ریشه کن بشه ... :) 

یه خانمی دم در مترو هست که آدامس میفروشه و همواره رو اعصاب منه اینکه اونجاست...این متن در مورد اون بود.

واقعا ...
ما خیلی خوش بختیم. خیعلی.

بله!

۱۲ بهمن ۲۱:۵۸ رگـ ـها
:)

:)

۱۲ بهمن ۲۲:۵۴ هولدن کالفیلد
منم باید از این به بعد وقتی حرفی ندارم اسمایلی بذارم، اینجوری:
:|

تو مجوز نداری، بهت رو بدن کلا با :| مکالمه برقرار می کنی! دهع!

۱۳ بهمن ۰۱:۰۸ علی موسوی
تو مرفه با درد هستی :|

تعبیر خوبیه:))

امیدوارم اون وسایل دیگه ای هم که مونده رو زودتر بدین بره و یا حتی بندازین آشغالی!

مامان فوت شده ن مهشاد...:)

خدایا مردیم از خوشی رو خوب اومدی :)))

آقای نفیسی خوب میومد:دی

۱۳ بهمن ۱۵:۰۲ gandom baanoo
ایشالا همه هم وطنا ... نه، همه مردم جهان، همچین خوشبختی ای رو حس کنن ...

ایشالا...ایشالا...

۱۳ بهمن ۱۶:۳۶ خیال واژه
"ایشالا عاقبتش شیرین تر از ما باشه"
این حرفو سه چار روز پیش از زبون مامان دوستم شنیدم که وسایل بیمارستانی پسرشو-میشه گفت یه نیمچه آی سیو بود برای خودش-میداد به کسایی که احتیاج دارن.

دقیقا ما هم وسایلمون نیمچه آی سی یویی بود!:)

امیدوارم دلیل بخشیدن وسایلشون شفای آقا پسرشون بوده باشه:)

۱۳ بهمن ۲۰:۵۶ خیال واژه
نه متاسفانه دلیلش فوت شدنش بود.

اه...لعنتی. خدا بیامرزش...

۱۳ بهمن ۲۳:۱۰ ریحانه .الف
کاش خوشبختی آخرو اینجوری حس کنیم که هیچ وقت نیاز به دکتر پیدا نکنیم...

:)

۱۴ بهمن ۱۶:۵۰ یادگار ...
ما خوشبختیم! :| :)
خدا مادرتون رو بیامرزه، حتما از کاری که کردین خوشحال شدن

امیدوارم شده باشه، چون پنج ماهه من منتظرم یه سیگنالی چیزی برام بفرسته ولی سکوت پیشه کرده!

۱۴ بهمن ۱۶:۵۱ یک آشنا
مام خوشبختیم، با این حساب
اصلا اینطور که معلومه خوشبختی زده زیر دلمون، درسته حق با شماست خوشبختی فقط نوع نگاهی است که ما به زندگی داریم

دقیقا خوشی زده زیر دلمون!!

منم طرز فکرم همینه ولی وقتی اینا رو به کسی میگم میگه اینو نگیم چی بگیم. آسمون ریسمون بافتنای منم تاثیری نداره و میگه من از زندگی می خوام.

با دوستت موافقم:دی فعلا چون چیزی ندارم اینا رو باید بگم لکن!:دی

آره :))))

ها؟

آره مال پست قبل بود

آها!

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
من اینجا خودم نیستم. در واقع هیچ کجای دیگر هم خودم نیستم. من آدم خودخواهی ام که خودش را مثل شکلاتی ترین شیرکاکائوی دنیا نگه داشته برای خود خودش و به هیچکسِ هیچکس هم نمی دهدش. اینجا فقط کمتر دیگرانم، همین. لطفا اگر نگارنده را میشناسید، به رویش نیاورید. چه اینجا، چه هرجا.

+پست های خصوصی واقعا خصوصی اند!
پیشنهاد روزانه
دیشب خواستم بخوابم اما مگه تو گذاشتی؟
یه کتاب بنویس بذار کنارش
تخم تردید
بر تو و آن خاطر آسوده سوگند
آبی و امن و روشن
مد
ازگاردیا
تگ ها
بایگانی
مرداد ۱۳۹۶ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۶ ( ۵ )
خرداد ۱۳۹۶ ( ۱۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۶ ( ۱۶ )
فروردين ۱۳۹۶ ( ۶ )
اسفند ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
بهمن ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
دی ۱۳۹۵ ( ۱۴ )
آذر ۱۳۹۵ ( ۱۵ )
آبان ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
مهر ۱۳۹۵ ( ۲۲ )
شهریور ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
مرداد ۱۳۹۵ ( ۱۲ )
تیر ۱۳۹۵ ( ۲۵ )
خرداد ۱۳۹۵ ( ۲۴ )
ارديبهشت ۱۳۹۵ ( ۱۳ )
فروردين ۱۳۹۵ ( ۱۰ )
اسفند ۱۳۹۴ ( ۲۵ )
بهمن ۱۳۹۴ ( ۳۲ )
دی ۱۳۹۴ ( ۱۹ )
خرداد ۱۳۹۴ ( ۳ )
ارديبهشت ۱۳۹۴ ( ۲۷ )
فروردين ۱۳۹۴ ( ۱۸ )
اسفند ۱۳۹۳ ( ۲۲ )
بهمن ۱۳۹۳ ( ۲۴ )
دی ۱۳۹۳ ( ۲۹ )
آذر ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
آبان ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
مهر ۱۳۹۳ ( ۲۰ )
شهریور ۱۳۹۳ ( ۲۸ )
مرداد ۱۳۹۳ ( ۲۷ )
تیر ۱۳۹۳ ( ۱۱ )
خرداد ۱۳۹۳ ( ۲۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۳ ( ۱۷ )
فروردين ۱۳۹۳ ( ۲۳ )
اسفند ۱۳۹۲ ( ۳۷ )
بهمن ۱۳۹۲ ( ۶ )
دی ۱۳۹۲ ( ۱۶ )
آذر ۱۳۹۲ ( ۱۴ )
آبان ۱۳۹۲ ( ۹ )
مهر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
شهریور ۱۳۹۲ ( ۱۱ )
مرداد ۱۳۹۲ ( ۱۵ )
تیر ۱۳۹۲ ( ۱۲ )
خرداد ۱۳۹۲ ( ۶ )
ارديبهشت ۱۳۹۲ ( ۶ )
فروردين ۱۳۹۲ ( ۳ )
بهمن ۱۳۹۱ ( ۲ )
دی ۱۳۹۱ ( ۱ )
آذر ۱۳۹۱ ( ۱ )
مهر ۱۳۹۱ ( ۳ )
شهریور ۱۳۹۱ ( ۱ )
مرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
تیر ۱۳۹۱ ( ۲ )
خرداد ۱۳۹۱ ( ۱ )
ارديبهشت ۱۳۹۱ ( ۳ )
راه دررو به وبلاگ دوستان
کمک به موسسه محک
رویاهای کنسرو شده
پاموک
نیکولا
سیاهچال
خیالپرداز نادان
قناری معدن
پرسپکتیو
ماری جوانا
کاشیها را خیال من آبی می کند
شاهزاده خانومی که نمی خندید
حبه انگور
گرگِ بیابان
اعترافات یک درخت
میلیونر زاغه نشین
مگلاگ
آبو
ویولا
از چشم ها بخوانیم
درامافون
یک نفر دارد خواب می بیند
جیغ صورتی
خودکار بیک
خیالِ واژه
سرنتی پیتی
در گلوی من ابرِ کوچکی‌ست
هذیانات
کافه کافکا
دیزالو
برای هیولای زیر تختم
دنیای وارونه
کد و دیزاین: عرفـــان ویرایش و خوشگلاسیون: جولیک